تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحسين و تقبيح ثعالبى ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 53

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٥٣
- پس كدام آب بماند مر خالص رويى ترا ميان خوارى عشق و خوارى سؤال ؟ (
b
22 / ذمّ شعر ) . 3 . پيش از معمول مصدر ؛ مانند : - و اللّه نگاه نكنم به او از غايت دشمنى مر او را . (
a
72 / ذمّ ماه ) . - آن زن چون بسيارى سپيدى موى من بديد بخنديد . مر او را گفتم . (
b
82 / ذمّ پيرى ) .

علامت ندا

1 . استعمال حرف نداى « اى » ؛ مانند : - اى روزگار ! واى بر تو بسيار كردى مصيبتهاى من . (
a
8 / ذمّ روزگار ) . 2 . استعمال حرف نداى « ا » در آخر اسم منادى ؛ مانند : - خداوندا ! بگردان از ما عذاب دوزخ را . (
b
69 / ذمّ تابستان ) . 3 . استعمال حرف نداى « يا » به شيوهء معمول در زبان عربى : - او گفت يا امير المؤمنين مرا بگذار تا ميان من و ميان غايت علوّ ، درجه‌اى باشد كه دوست آن را اميد دارد و دشمن از آن ترسد . (
a
13 / ذمّ وزارت ) . - گفت : يا الهى ! خانهء من كجا باشد ؟ فرمود : گرماوه . (
b
25 / در ذمّ تجارت ) .

تكرار

يكى از ويژگيهاى اساسى نثرهاى كهنه ، تكرار كلمات مشابه و حذف نكردن آنها به قرينهء لفظى يا معنوى است . اينك به برخى تكرارهايى كه در اين كتاب به چشم مىخورد ، اشاره مىشود : 1 . تكرار ضمير شخصى منفصل ؛ مانند : - نيست چيزى بزرگتر نزديك من از نفس من . (
a
39 / مدح تنهايى ) . - واى بر ايشان از آنچه نوشت دستهاى ايشان ، و واى بر ايشان از آنچه كسب مىكنند . (
b
19 / ذمّ قلم و كتابت ) .