- چگونه اميد عقل و بردبارى دارند نزد آن كسى كه شبانگاه پيش مادهاى رود جهت تعليم و بامداد پيش طفلى ؟ (
b
90 / ذمّ تعليم ) .
3 . كى ؛ مانند :
- و حذر كن از پشيمانى بعد از آن فرصت ، و از اميد داشتن فرصتى ديگر ، و خود كى باشد و چگونه دست دهد ؟ (
a
38 / ذمّ آهستگى ) .
4 . چون به معنى چگونه ؛ مانند :
- به امير المؤمنين على - رضوان اللّه عليه - گفتند به وقت آنكه مردم را تحريض و اغرا مىنمود بر مصالح دنيا كه اين چون باشد ؟ (
a
5 / در مدح دنيا ) .
- و از سفيان بن عينيه پرسيدند كه : حال كسى چون باشد كه ضيعت خويش بفروشد ؟
(
a
26 / مدح ضياع و عمل آن ) .
- اگر مرا گويند : صبر كن ، مىگويم : صبر چون كند كه به دست روزگار افتاده است و او را مىكشد ؟ (
b
35 / ذمّ صبر ) .
- به خدا اى اهل دوستى من ! بازايستيد ، تا ببينيد كه زوال نعمتها چون باشد ؟
(
a
57 / ذمّ خطّ و عذار ) .
- قاضى گفت : چون است اين سخن ؟ (
b
92 / مدح سوگند ) .
5 . جملههايى كه نياز به « آيا » دارد بدون آن مىآيد ؛ مانند :
- به يوسف - عليه السلام - مثل تو محبوسى را اقتدا نيست ؟ (
b
89 / مدح حبس ) .
ترتيب قرار گرفتن اركان جمله
در زمينهء ترتيب قرار گرفتن اركان جمله ، سزاوار است به مسائل زير اشاره شود :
1 . قرار گرفتن اركان جمله در جاى صحيح خود ؛ مانند :
- و منصور نمرى ، يحيى بن خالد برمكى را به وزارت مدح مىكند . (
a
12 / مدح وزارت ) .
- بقايى كه مىدانم مرگ را به من دوست گردانيد . (
b
7 / ذمّ روزگار ) .
- سلطان خويش را راضى كنم و خداى خويش را ناخشنود نكنم . (
a
10 / ذمّ مذكور ) .