تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحسين و تقبيح ثعالبى ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 46

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٤٦
5 . « به » به معنى « به سوى » ، « نزد » ، « پيش » ؛ مانند : - آمدم به تو براى سلام و نقل پاى نكردم به تو جهت جز سلام . (
a
47 / ذمّ حجاب ) . 6 . « بر » به معنى « به » ؛ مانند : - و چون از تو خشنود شود ، بر تو دروغ گويد . (
b
22 / ذمّ شعر ) . - و سوگند خورد كه هرگز در بصره نرود . (
a
23 / ذمّ شعر ) .

حروف ربط مفرد و مركّب

مشهورترين حروف ربط مفرد مركّب در اين كتاب به ترتيب زير است : 1 . « كه » به معنى « أنّ » در زبان عربى ؛ مانند : - بدان كه دنيا معشوقه‌اى است . (
b
5 / در مدح دنيا ) . 2 . « كه » به معنى « چون » ، « زيراكه » ؛ مانند : - جهت تعظيم ، او را زيارت كن و برحذر مىباش و رضاى او را نگاه مىدار كه نيست سلطان الّا چون دريا از عظمت . (
b
11 / ذمّ عمل سلطان و خدمتش ) . - گفتم : من وزارت بست نمىخواهم كه من هنوز از زندگانى سير نشدم . (
a
14 / ذمّ وزارت ) . - گفت : چه آيم پيش تو كه اگر مرا نزديك كنى مرا در فتنه اندازى . (
b
9 / ذمّ مذكور ) . - دوست دارم كه آن شب بىزن حلال نباشم كه از فتنه مىترسم . (
a
50 / مدح تزويج ) . 3 . « كه » به معنى « تا » ؛ مانند : - من بيشتر شب بيدار مىباشم كه كلمه‌اى حاصل كنم كه به آن سلطان خويش را راضى كنم . (
a
10 / ذمّ مذكور ) . 4 . « الّا » به معنى « مگر » ؛ مانند : - به اين دست ندهد الّا به آن ديگر بازستاند . (
b
7 / ذمّ روزگار ) . 5 . جز ؛ مانند : - و نقل پاى نكردم به تو جهت جز سلام . (
a
47 / ذمّ حجاب ) .