5 . « به » به معنى « به سوى » ، « نزد » ، « پيش » ؛ مانند :
- آمدم به تو براى سلام و نقل پاى نكردم به تو جهت جز سلام . (
a
47 / ذمّ حجاب ) .
6 . « بر » به معنى « به » ؛ مانند :
- و چون از تو خشنود شود ، بر تو دروغ گويد . (
b
22 / ذمّ شعر ) .
- و سوگند خورد كه هرگز در بصره نرود . (
a
23 / ذمّ شعر ) .
حروف ربط مفرد و مركّب
مشهورترين حروف ربط مفرد مركّب در اين كتاب به ترتيب زير است :
1 . « كه » به معنى « أنّ » در زبان عربى ؛ مانند :
- بدان كه دنيا معشوقهاى است . (
b
5 / در مدح دنيا ) .
2 . « كه » به معنى « چون » ، « زيراكه » ؛ مانند :
- جهت تعظيم ، او را زيارت كن و برحذر مىباش و رضاى او را نگاه مىدار كه نيست سلطان الّا چون دريا از عظمت . (
b
11 / ذمّ عمل سلطان و خدمتش ) .
- گفتم : من وزارت بست نمىخواهم كه من هنوز از زندگانى سير نشدم . (
a
14 / ذمّ وزارت ) .
- گفت : چه آيم پيش تو كه اگر مرا نزديك كنى مرا در فتنه اندازى . (
b
9 / ذمّ مذكور ) .
- دوست دارم كه آن شب بىزن حلال نباشم كه از فتنه مىترسم . (
a
50 / مدح تزويج ) .
3 . « كه » به معنى « تا » ؛ مانند :
- من بيشتر شب بيدار مىباشم كه كلمهاى حاصل كنم كه به آن سلطان خويش را راضى كنم . (
a
10 / ذمّ مذكور ) .
4 . « الّا » به معنى « مگر » ؛ مانند :
- به اين دست ندهد الّا به آن ديگر بازستاند . (
b
7 / ذمّ روزگار ) .
5 . جز ؛ مانند :
- و نقل پاى نكردم به تو جهت جز سلام . (
a
47 / ذمّ حجاب ) .