تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحسين و تقبيح ثعالبى ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 47

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٤٧
6 . « چون » به معنى « اگر » و « همانند » ؛ مانند : - چون بيازمايد دنيا را عاقلى ، بر او پيدا شود چون دشمنى در جامهء دوستى . (
a
6 / ذمّ دنيا ) . - چون شرم ندارى ، هرچه خواهى كن . (
b
42 / مدح شرم ) . - صاحب سلطان را در تاريكيها مىبينم كه مثل آن چون كسى قياس كند هيچ تاريكى نباشد . (
b
11 / ذمّ عمل سلطان و خدمتش ) . 7 . « چون » به معنى « زيرا » ؛ مانند : - چون گناه عفو كردم و بر هيچ كسى كينه نگرفتم ، نفس خود را برهانيدم از غم دشمنيها . (
b
42 / ذمّ كينه ) . 8 . و اگرچه ؛ مانند : - او را بزرگ قوم شمرند و اگرچه حسبى ندارد . (
a
14 / مدح عقل ) .

قيد كيفيت

براى بيان قيد كيفيت ، كلماتى چون : سخت و نيكو ، به كار رفته است ؛ مانند : - به او سخت شادمان گشت و تربيت او نيكو رعايت مىكرد . (
b
52 / ذمّ فرزند ) . - سپيدى چشم او سخت سپيد باشد و سياهه سخت سياه . (
b
55 / ذمّ غلام ) . - شاعرى خراسانى ، سخت حاذق بود در شطرنج باختن . (
b
65 / ذمّ شطرنج ) .

كاربرد « الف » در آخر برخى كلمات

1 . الف بيان كثرت در آخر كلماتى كه به دنبال كلمهء « بسا » مىآيند ؛ مانند : - بسا توانگرا كه توانگرى او ، عنان او رها كرده بود . (
a
31 / ذمّ توانگرى ) . - و بسا خاموشا كه ترا خوش آيد شكل او . (
a
34 / مدح زبان ) . - بسا كسا كه فرصت ادراك مطلوب خويش كه ممكن شده بود ضايع كرد . (
b
38 / ذمّ آهستگى ) .
تحسين و تقبيح ثعالبى ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 47 | عبد الملك الثعالبي النيسابوري / عارف أحمد زغول / محمد بن أبى بكر بن على ساوى