تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحسين و تقبيح ثعالبى ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 48

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٤٨
- بسا گرگا كه بگرفتند او را و مشاورت كردند در عقوبت او . (
b
50 / ذمّ تزويج ) . - و بسا روزا در زمستان كه زمين او چون شيشه بود . (
a
69 / ذمّ تابستان ) . - و بسا شبا كه مانع مىشد از غايت سرما ، سگ را از بانگ و زنويه و شير را از بانگ كردن . (
a
69 / ذمّ تابستان ) . - بسا روزا كه هواى او زبانه مىزد ، و به دل عاشقى مىمانيد . (
b
69 / در مدح تابستان ) . امّا گاهى كلماتى به دنبال « بسا » مىآيند كه فاقد « الف » زايد مىباشند ؛ مانند : - و بسا مدمن الخمر سرود گوينده و بامدادكننده بر سماع بربط . (
a
31 / ذمّ توانگرى ) . - و بسا دست نعمت و منّت كه نزد مردى است كه درويشى سر او به زير آورد . (
a
31 / ذمّ توانگرى ) . 2 . الف تحسّر و تمنّى ؛ مانند : - اى حسدا كه مراست بر كسى كه در گور است . (
b
7 / ذمّ روزگار ) . 3 . الف استحسان ؛ مانند : - اى خوشا آن‌كه داماد او گور باشد . (
b
54 / ذمّ دختران ) . 4 . الف زايد پس از « باد » ؛ مانند : - بر تو بادا كتب را يادگيرى و جمع كتب نكنى . (
b
24 / ذمّ كتابها ) . ولى گاهى « باد » بدون الف مىآيد ؛ مانند : - بر تو باد كه مشاورت [ نكنى ] وگر طرق آن بر تو تنگ شود . (
a
37 / ذمّ مشورت ) . - بر شما باد كه اهل شجاعت و سخاوت را اختيار كنيد . (
b
39 / مدح شجاعت ) .

ضماير استفهام

عمده‌ترين ضماير استفهام كه در اين كتاب به كار رفته ، به ترتيب زير است : 1 . « چه » در اوّل جمله ؛ مانند : - چيست نيكوتر آنچه در زن بود ؟ (
b
42 / مدح شرم ) . 2 . چگونه ؛ مانند :