- بسا گرگا كه بگرفتند او را و مشاورت كردند در عقوبت او . (
b
50 / ذمّ تزويج ) .
- و بسا روزا در زمستان كه زمين او چون شيشه بود . (
a
69 / ذمّ تابستان ) .
- و بسا شبا كه مانع مىشد از غايت سرما ، سگ را از بانگ و زنويه و شير را از بانگ كردن . (
a
69 / ذمّ تابستان ) .
- بسا روزا كه هواى او زبانه مىزد ، و به دل عاشقى مىمانيد . (
b
69 / در مدح تابستان ) .
امّا گاهى كلماتى به دنبال « بسا » مىآيند كه فاقد « الف » زايد مىباشند ؛ مانند :
- و بسا مدمن الخمر سرود گوينده و بامدادكننده بر سماع بربط . (
a
31 / ذمّ توانگرى ) .
- و بسا دست نعمت و منّت كه نزد مردى است كه درويشى سر او به زير آورد .
(
a
31 / ذمّ توانگرى ) .
2 . الف تحسّر و تمنّى ؛ مانند :
- اى حسدا كه مراست بر كسى كه در گور است . (
b
7 / ذمّ روزگار ) .
3 . الف استحسان ؛ مانند :
- اى خوشا آنكه داماد او گور باشد . (
b
54 / ذمّ دختران ) .
4 . الف زايد پس از « باد » ؛ مانند :
- بر تو بادا كتب را يادگيرى و جمع كتب نكنى . (
b
24 / ذمّ كتابها ) .
ولى گاهى « باد » بدون الف مىآيد ؛ مانند :
- بر تو باد كه مشاورت [ نكنى ] وگر طرق آن بر تو تنگ شود . (
a
37 / ذمّ مشورت ) .
- بر شما باد كه اهل شجاعت و سخاوت را اختيار كنيد . (
b
39 / مدح شجاعت ) .
ضماير استفهام
عمدهترين ضماير استفهام كه در اين كتاب به كار رفته ، به ترتيب زير است :
1 . « چه » در اوّل جمله ؛ مانند :
- چيست نيكوتر آنچه در زن بود ؟ (
b
42 / مدح شرم ) .
2 . چگونه ؛ مانند :