- و حكما گويند : مخاطره كرد با نفس خود هركه در ميان دريا سباحت كرد . (
b
9 / ذمّ مذكور ) .
- خداى تعالى قدر كتابت بزرگ گردانيد چون او را با خود اضافت كرد . (
a
18 / مدح خطّ ) .
- پس چون ايشان را به آتش امتحان بگدازند ، چون كف باشند كه با كنار آب افتد .
(
b
19 / ذمّ قلم و كتابت ) .
- حمّام نيكو چيزى است ، هم پاكى مىآورد و هم آتش دوزخ با ياد مىآورد .
(
b
28 / مدح حمّام ) .
- فرصت ادراك مطلوب خويش كه ممكن شده بود ضايع كرد و با فردا تأخير كرد .
(
b
38 / ذمّ آهستگى ) .
- چون سكون با او رجوع كرد ، بر طريق عذر گفتى . (
b
62 / مدح سماع ) .
- قتادهء مفسّر را گفتند : چرا كوران زيركتر و تيزخاطرتر باشند ؟ گفت : از بهر آنكه بينايى ايشان با دل نقل كرده باشند . (
b
88 / در مدح كورى ) .
2 . « به » به معنى « در » ؛ مانند :
- هركه سخاوت كند بمال به حقيقت سخاوت كرده باشد به جان . (
a
40 / مدح سخاوت ) .
- و پيغمبر - عليه السلام - به وقت باران سر برهنه كردى و زير باران بداشتى .
(
a
70 / مدح باران ) .
- از آن كسان كه به خانهها كرا نشسته بودند ، يكى را پرسيدند . (
a
72 / ذمّ ماه ) .
3 . « به » به معنى « از » ؛ مانند :
- و چهار چيز است كه آن را تمام نتوان بجاى آورد الّا به واسطهء عمل سلطان : دوام مهمانيها و ملازمت مغنّيان و مغنّيات و بناها و مواضع فراخ و بلند و برخوردارى به كنيزكان قيمتى . (
b
10 / مدح عمل سلطان و خدمت او ) .
4 . « به » به معنى « به وسيله » ؛ مانند :
- چون به زمينى فروآيد ، به عقل خود زندگانى كند . (
a
15 / مدح عقل ) .