2 . كاربرد حرف نفى « نا » بر سر اسم مصدر ؛ مانند :
- افراط در مزاح ناپاكى است در سخن . (
a
45 / مدح مزاح ) .
3 . فاصله شدن كلماتى ميان حرف نفى و فعل ؛ مانند :
- و جاحظ گويد : اگرنه سلطان بودى ، مردم يكديگر را بخوردندى ، چنانك اگرنه شبان بودى ، ددان بر گله مسلط شدندى . (
b
8 / مدح سلطان ) .
- او را گفتند : نه ذمّ وزارت مىكردى و مكروه مىداشتى ؟ (
a
13 / ذمّ وزارت ) .
4 . استعمال « نون » نفى بر سر « بايد » ؛ مانند :
- سه چيز است كه نبايد عاقل به آن مغرور شود . (
a
10 / ذمّ مذكور ) .
5 . استعمال « نه » نفى در جملههاى اسمى ؛ مانند :
- سبب معزولى تو نه عاجزى تو است از كارها و نه خيانت . (
b
15 / ذمّ عقل ) .
6 . گاهى باء تاكيد و زينت پيش از « نون » نفى مىآيد ؛ مانند :
- و رنگهاى ايشان بنگرديده باشد از غضب و رنجيدن . (
a
36 / مدح حلم ) .
7 . استعمال حرف « م » بر سر افعال نهى ؛ مانند :
- درخت نشاندن فرومگذار در زمين تو . (
a
27 / مدح ضياع و عمل آن ) .
- اگر فاسقى ، خبرى به شما آرد ، حقيقت و راستى آن بدانيد و بر قول مخبر اعتماد مكنيد . (
a
37 / مدح آهستگى ) .
- مستان كنيزك را الّا نيكو و بهتر . (
a
51 / مدح كنيزكان ) .
8 . گاهى نويسنده نون نفى را در اوّل فعل نهى به كار مىبرد ؛ مانند :
- ترا نفريباناد آنكه پسودن من نرم است . (
a
68 / در مدح گل ) .
حروف اضافه
شايعترين حروف اضافه در اين كتاب حروف به ، با ، در ، از ، بر ، پيش از و بعد از مىباشند . ولى گاهى معنى برخى از اين حروف با معنى امروز آن كمى متفاوت است .
1 . استعمال « با » به معنى « به » ؛ مانند :