3 . رابطهء جمع براى مسند إليه جمع غيرعاقل ؛ مانند :
- بازارها ، خوانها [ ى ] آراستهء خداى تعالىاند . (
a
25 / در مدح تجارت و بازار ) .
- بخل و بددلى يك طبيعتاند و جامع هر دو گمان بد است . (
a
42 / ذمّ بخل ) .
- بىنصيبى و شكوه بهم مقروناند ، چنان كه شرم و محرومى . (
a
43 / ذمّ شرم ) .
4 . در بيشتر موارد رابطهء مرخّم به وسيلهء حرف « ا » از كلمهء پيش از خود جدا مىگردد :
- بر تو باد به برادران كه ايشان آرايشاند در فراخى و سازكاراند وقت بلا . (
a
43 / مدح دوستان و برادران ) .
- ما پسران دنياايم و زنان دختران دنيا . (
b
48 / مدح زنان ) .
5 . در مواردى اندك رابطهء مرخّم به كلمهء پيشين مىچسبد ؛ مانند :
- زنان چون درختانند كه بررستهاند . (
b
49 / ذمّ زنان ) .
- گفت : پس برادر ديوانى و اگر زاهد ترسايانى پيش ايشان رو . (
a
50 / مدح ترويج ) .
- و ديگران همه پسران كنيزكانند . (
a
51 / مدح كنيزكان ) .
تأثيرات لهجهاى در برخى افعال
در يك مورد - اگر اشتباه كاتب نباشد - ديده شده كه لهجهء مترجم در برخى از افعال انعكاس يافته است و مترجم تايى زايد قبل از ياء استمرارى افزوده است :
- اگر دانستنى كه بالاى وزارت مرتبهء ديگرى هست كه آن را بتوان يافت ، آن را بيافتتى .
(
a
12 / مدح وزارت ) .
حروف نفى و نهى
در زمينهء نفى و نهى نكتههاى زير در كتاب تحسين و تقبيح گفتنى است :
1 . كاربرد حرف نفى « نا » پيش از جزء اوّل و دوّم فعل مركّب ؛ مانند :
- نافرمانى كن هواى نفس خود را و زن را و فرمان بر هركه را خواهى . (
a
49 / ذمّ زنان ) .
- اين جرم فراگذاشتن و مجازات ناكردن نه از براى خوارى باشد . (
a
36 / مدح حلم ) .