تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحسين و تقبيح ثعالبى ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 42

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٤٢

كاربرد افعال به جاى يكديگر

1 . فعل ماضى مطلق به جاى فعل مضارع ؛ مانند : - هركه خوارى اختيار كرد ، سختى آن مىكشد و هركه نخواهد سختى اختيار كرد ، بفروشد . (
b
27 / ذمّ ضياع ) . - وگر خواستى كه روزى بر خلق خود فراخ كردى ، بكردى . (
b
40 / مدح سخاوت ) . - و هرگه كه به آب بشستند ، چون نو گردد . (
a
63 / مدح آبگينه ) . 2 . آوردن فعل مضارع به جاى فعل ماضى ؛ مانند : - طعم لذت زندگانى ندانم تا شدم همنشين كتابها در تنهايى من . (
a
39 / مدح تنهايى ) . 3 . فعل مضارع به جاى فعل مستقبل : - سوف أستغفر لكم : طلب آمرزش كنم براى شما . (
a
80 / مدح جوانى ) .

رابطهء فعلى

پيرامون رابطهء فعلى در اين كتاب ، مىتوان به نكات زير اشاره نمود : 1 . رابطه‌هاى فعلى در اين كتاب همواره به شكل رابطه‌هاى مرخّم مىآيند ؛ مانند : - معاويه بسيار گفتى زمانه ماايم . (
a
10 / مدح عمل سلطان و خدمتش ) . - و چهار چيزند كه اندك آن اندك نشمارند : سلطان و آتش و بيمارى و دشمنى . (
b
10 / مدح عمل سلطان و خدمتش ) . - و چهار چيزند كه از خدمت ايشان شرم نبايد داشت : سلطان و فرزند و مهمان و مال خويش . (
b
10 / مدح عمل سلطان و خدمتش ) . - و سگ و شاعر هر دو در يك مرتبت‌اند . (
a
23 / ذمّ شعر ) . 2 . رابطهء مفرد براى مسند إليه جمع غيرعاقل ؛ مانند : - و چهار چيز كه آن را تمام نتوان بجاى آورد الّا به واسطهء عمل سلطان : دوام مهمانيها و ملازمت مغنّيان و مغنّيات و بناها و مواضع فراخ و بلند ، و برخوردارى به كنيزكان قيمتى . (
b
10 / مدح عمل سلطان و خدمتش ) .