تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحسين و تقبيح ثعالبى ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 41

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٤١
- و گرنه شعرى بودى ، بزرگيها چون منازلى بودندى بىساكن و مردم استخوانها پوسيده بودندى . (
a
22 / مدح شعر ) . - اگر تعجيل از ديو بودى ، موسى كليم اللّه نگفتى : و عجلت إليك ربّى لترضى . (
b
37 / مدح آهستگى ) . - اگر دلير بودمى ، هرگز به اين عمر نرسيدمى . (
a
40 / ذمّ شجاعت ) . - اگرنه جدايى دوستان بودى ، نيافتى ملاژهاى مرگ به جانهاى ما راهى . (
b
75 / ذمّ فراق ) . - اگر ايشان به شوكت و جرأت خويش و لشكر مستظهر نبودندى ، بر استر سوار نشدندى . (
b
93 / مدح استر ) . - اگر همهء مردم را عقل بودى ، هيچ كس بر درخت خرما نرفتى براى رطب چيدن و نه چاهى كندى جهت آب سرد بيرون آوردن . (
b
15 / ذمّ عقل ) .

ياء تمنّى

- بزرجمهر گويد : كاشكى دانستمى كه چه چيز دريافت آن‌كه أدب از او فوت شد . (
b
19 / مدح ادب ) . - اى كاشكى من شاعر نبودمى . (
a
23 / ذمّ شعر ) . - پس كاشك دانستمى كه به چه سبب و حال اختيار كنند نابينا را بر بينا . (
a
61 / مدح صبوح ) .

ياء خواب و رؤيا

و يكى از ظرفا گفت : خوابى ديده‌ام كه نيمهء آن راست است و نيمهء آن باطل : ديدم كه بدرهء زر به من دادندى و من از گرانى آن در ايزار پاى ريستمى . پس چون بيدار شدم ، در شلوار پليدى ديدم و زر نديدم . (
b
77 / در ذمّ خواب ) .