تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحسين و تقبيح ثعالبى ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 40

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٤٠

فعل مضارع هم با « مى » و هم بدون آن به كار مىرود ؛ مانند :

- و در كليله ياد مىكند كه مثل سلطان چون كوهيست . (
a
11 / ذمّ عمل سلطان و خدمتش ) . - يعنى مىبايد مستغنى باشد از بيع و شرى . (
a
25 / در مدح تجارت و بازار ) . - زمستان با زشت‌رويى او گشاده‌رويى تابستان فايدت مىدهد . (
b
68 / در مدح زمستان ) . و گفته‌اند : اگر همهء مردم را عقل بودى هيچ كس بر درخت خرما نرفتى براى رطب چيدن . (
b
15 / ذمّ عقل ) .

مشتقّات « داشتن »

مشتقّات « داشتن » اكثرا با پيشوند « مى » مىآيد ؛ مانند : پس من دوست مىدارم كه خداى تعالى با من باشد . (
a
79 / مدح وام ) . - من اجتماع را مكروه مىدارم و فراق را مكروه نمىدارم . (
a
75 / مدح فراق ) . - و مرغان و رمندگان صحرا ، گوش به آواز خوش مىدارند و مىايستند . (
b
62 / مدح سماع ) . - و ملامت نيست در بخيلى بر عاقلى كه گرامى دارد آن چيزى را كه او را از بهر آن گرامى مىدارند . (
b
41 / مدح بخل ) .

ياء در پايان افعال

در آخر برخى از افعال ، در اين كتاب يائى مىآيد كه گاهى آن را ياء مجهول مىنامند ؛ مانند : 1 . ياء استمرارى ؛ مانند : - و جاحظ گويد : اگرنه سلطان بودى ، مردم يكديگر را بخوردندى ، چنانك اگرنه شبان بودى ، ددان بر گله مسلط شدندى . (
b
8 / مدح سلطان ) . 2 . ياء شرط ؛ مانند : - اگر دانستنى كه بالاى وزارت مرتبهء ديگر هست كه آن را بتوان يافت ، آن را بيافتتى . (
a
12 / مدح وزارت ) .