تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحسين و تقبيح ثعالبى ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 39

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٣٩
- و كسرى بر مردى پير بگذشت و او درخت خرما مىنشاند . (
a
27 / مدح ضياع و عمل آن ) . - و معاويه بوقت سماع ، سر را بجنبانيدى و دست بزدى . (
b
62 / مدح سماع ) . - رشيد بگريست چنان كه محاسن او تر شد به اشك . (
a
81 / مدح جوانى ) . 2 . مضارع ؛ مانند : - عرض را نگاه دارد و حرمت و بزرگى نفس را باقى گذارد و درويشى را بپوشاند . (
b
38 / مدح تنهايى ) . - اما كار آنست كه آداب آن دانند و به جاى خويش بنهند . (
b
44 / مدح مزاح ) . - نخواستم كه عقل راجح تو بر مردم نهم . (
b
15 / ذمّ عقل ) . 3 . امر ؛ مانند : - و بپرهيز از آنكه لفظهاى آن را با اعراب‌نويسى كه محرومى اهل ادب درپوشى . (
b
20 / مدح ادب ) . - بستانيد مال بازرگانان و دفع مىدهيد تا وقتى كه ايشان سفلگان‌اند . (
a
26 / در ذمّ تجارت ) . - اگر روزى رقعه‌نويسى كه به آن بجويى دريافتن مطلوبى به قصد ، غلطنويس آن رقعه را . (
a
20 / مدح ادب ) . - و اگر زاهد و ترسايانى پيش ايشان رو . (
a
50 / مدح تزويج ) .

« مى » استمرارى و « ياء » استمرارى

« مى » استمرارى و « ياء » استمرارى در اين كتاب گاه در فعل ماضى به كار مىرود ؛ مانند : - هميشه مىشنيدم كه پادشاهان بناها بر قدر بزرگى ايشان مىسازند . (
b
28 / مدح سراى ) . - هر چون‌كه خواهيد بيرون آوريد كه اگر مرا مغز بودى به نظارهء جنگ نمىآمدم . (
a
91 / ذمّ تعليم ) .