تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحسين و تقبيح ثعالبى ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 37

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٣٧
16 . گاهى « اوّلين » نيز به كار مىرود ؛ مانند : - پس اوّلين باران را در زمين گريه است . (
b
70 / مدح باران ) . 17 . كاربرد « سيوم » به جاى « سوّم » ؛ مانند : - دو شادىاند كه ايشان را سيوم نيست ، زندگى پسران و مرگ دختران . (
b
54 / ذمّ دختران ) . 18 . ذكر معدود جمع براى چندين ؛ مانند : - خداى تعالى در كلام مجيد ، چندين مواضع مخاطبه به عقلا فرموده است در امور عظام . (
a
14 / مدح عقل ) .

فعل

1 . متعدّى ساختن مصادر به وسيلهء افزودن « انيدن » صورت مىگيرد : 2 . استعمال فعل مفرد و جمع براى فاعل جمع غير عاقل ؛ مانند : - يعنى برگهاى نرگس و شكوفه‌هاى او به ستارگان مىماند . (
a
67 / مدح نرگس ) . - چون دلها دوستى در نهان ندارند ، هرگز مهربان نكند عتاب ، دلها را . (
b
45 / ذمّ عتاب ) . 3 . فاصله شدن كلمه با كلماتى بين اجزاى فعل مركّب ؛ مانند : - و نقل پاى نكردم به تو جهت جز سلام . (
a
47 / ذمّ حجاب ) . - نگاه به ماه كن چه نيكوست ! (
a
72 / ذمّ ماه ) . 4 . به كار بردن وجه مصدرى كامل و مرخّم در جمله ؛ مانند : - بعضى از اين بىبعضى نتوان بودن . (
a
9 / مدح سلطان ) . - نمىخواهم رسيدن بنهايت تا دشمن مىنگويد كه بنهايت رسيد بزرگى او . (
a
13 / ذمّ وزارت ) . - لكن به واسطهء تعليم آن به محاسن اخلاق و مساوى آن مىتوان رسيد و به آن مثل مىتوان زد . (
b
21 / مدح شعر ) . - حذر بايد كرد تا از آن كسان نباشند . (
a
42 / ذمّ بخل ) . - عيب عذار آنست كه ماه را گرفته كند . (
b
56 / ذمّ خطّ و عذار ) .