تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحسين و تقبيح ثعالبى ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 34

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٣٤
1 . آوردن صفت تفضيلى به جاى صفت عالى ؛ مانند : - زودتر چيزى كه از حالىبه‌حالى گردد ، دل سلطان بود . (
b
9 / ذمّ مذكور ) . - بزرگتر پاداشى نزديك ايشان رد سلام و كمتر عقوبتى گردن زدن . (
a
10 / ذمّ مذكور ) . - و گفته‌اند : دائم‌تر رنجى خدمت سلطانست . (
a
11 / ذمّ عمل سلطان و خدمتش ) . - به كمتر سببى و خوارتر چيزى كه تو به آن گمان برى ، با دوست عتاب مكن . (
a
46 / ذمّ عتاب ) . - دليرتر مردم بر شير ، آنكس باشد كه شير را بيشتر بيند . (
b
46 / مدح حجاب ) . - و بهتر اين هر سه شوهر ، گور است . (
b
54 / ذمّ دختران ) . - نيكوتر و جامعتر وصفى در اين معنى قول ابن المعتزّ است . (
a
61 / ذمّ صبوح ) . 2 . صفت عالى نيز با پسوند « ترين » در اين كتاب به كار مىرود ؛ مانند : - و ابن المعتزّ گويد : بدبخت‌ترين مردم به سلطان يار او باشد . (
a
11 / ذمّ عمل سلطان و خدمتش ) . - و آن را از بزرگترين مرتبتها ديدند . (
a
14 / ذمّ وزارت ) . - شعر كمترين هنر مهترى است و بهترين مروّت حقيرى . (
b
20 / مدح شعر ) . - و او مانندترين چيزى است به آب ، از بهر آن نام او آبگينه است . (
a
63 / مدح آبگينه ) . 3 . به‌ندرت ديده شده كه « تر » و « ترين » در يك جمله جمع آيند كه هر دو به معنى صفت عالى باشند ؛ مانند : - و انوشيروان عادل گفتى : داناتر پادشاهان از وزيرى مستغنى نيست و نه بهترين شمشيرها از صقال و زداييدن و نه نيكوتر اسبى از تازيانه و نه عاقلترين زن از شوهر . (
b
12 / مدح وزارت ) . 4 . به كار بردن صفت عالى با پسوند « نده » و خوددارى از كاربرد صفت فاعلى مرخّم ؛ مانند : شطرنج‌بازنده ، جوينده ، رغبت‌كننده ، آينده ، شونده ، ادب‌كننده ، بشارت‌دهنده ، بيم‌كننده ، فايدت‌دهنده ، دلخوشىدهنده ، بانگ‌كننده ، خورش‌دهنده ، ميل‌كننده ، بامدادكننده ، شبانگاه‌كننده ، سرودگوينده ، فروشونده ، مجروح‌كننده ،