2 . و گاهى اسم نكره از يكى + اسم + « ياء » ساخته مىشود ؛ مانند :
- يكى مردى حاضر بود كه از زن خويش در محنتى و بلايى افتاده بود . (
b
50 / ذمّ تزويج ) .
3 . آوردن « من » به صورت نكره ؛ مانند :
- و يك بازداشتن بر مثل منى سخت آيد . (
a
47 / مدح زيارت ) . يعنى بر شخصى مثل من .
- يا سيّدى جز از منى را دوست دارى ؟ گفت : نه . (
a
92 / مدح لا ) . يعنى جز از من احدى يا غلامى دوست دارى ؟
حاصل مصدر
افزودن ياء مصدرى فارسى بر كلمات مشتق عربى جهت ساختن حاصل مصدر ؛ مانند :
- هركه عزيزى نفس خواهد ، بواسطهء سلطان ، آن را نيابد تا اوّل خوار نشود . (
a
11 / ذمّ عمل سلطان و خدمتش ) .
- قبول كردم به مقهورى خويشتن . (
b
33 / ذمّ اندكى ) .
- سبب معزولى تو نه عاجزى تو است از كارها و نه خيانت . (
b
15 / ذمّ عقل ) .
- صفت معلّمى دلالت كند بر تمامى . (
a
90 / مدح تعليم ) .
در اين نسخه نيز حاصل مصدرهاى زير به كار رفته است :
ضعيفى ، عزيزى ، يتيمى ، احمقى و يتيمى .
پسوند
پسوندهاى زير بيشتر در اين نسخه به كار رفته است :
1 . پسوند « ك » براى تحبيب و تحقير ؛ مانند :
- پسرك من ، دوستان ، چون دشمناناند . (
a
44 / ذمّ برادران و دوستان ) .
- او را دور كن و برمان به قرض خواستن درمكهايى چند كه قرض موجب دورى است . (
b
17 / ذمّ وام ) .