تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحسين و تقبيح ثعالبى ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 32

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٣٢
2 . پسوند « ناك » جهت بيان اتّصاف ؛ مانند : - و توانگرى را زبانى است كه مرد ترسناك به آن سبب گويا شود و نترسد در سخن . (
b
30 / مدح توانگرى ) . 3 . پسوند « آسا » براى بيان شباهت ؛ مانند : - چون فرزند مردآسا شود ، پدر در اضطراب آيد . (
a
52 / ذمّ فرزند ) . 4 . پسوند « مند » براى بيان اتّصاف ؛ مانند : - و نخورد سوگند الّا كه تا بزه‌مند شود در سوگند از بهر من . (
b
63 / ذمّ آبگينه ) . 5 . پسوند « گن » براى بيان اتّصاف ؛ مانند : - وگر شوخگن شود ، به آب تنها از او دفع شود . (
a
63 / مدح آبگينه ) . - و به سياهى ، پنجهء زنان پاكيزهء شرمگن آرايند . (
a
87 / مدح سياهى ) . 6 . پسوند « گر » : - جولاه به جولاهى خويش و گلگر و بنّا به كار خويش . (
a
88 / ذمّ عوام ) .

پيشوند

پيشوند اتّصاف « با » نيز جهت ساختن صفت به كار مىرود ؛ مانند : - هركه در پى شير رود شكار بامزه ، او را كم نباشد . (
b
10 / مدح عمل سلطان و خدمتش ) . - و لكن وزارت مركبى است آرزومند با لذّت . (
a
13 / ذمّ وزارت ) . - به كلمهء شهادت اين خواست تا به خدا رسد با ايمان . (
b
52 / ذمّ فرزند ) .

ضمير

در مورد ضمير نكته‌هاى زير گفتنى است : 1 . استعمال ضمير سوّم شخص مفرد و جمع : او ، ايشان ، براى غير ذوى العقول ؛ مانند : - اف باد بر دنيا و روزگار او كه براى اندوه آفريده‌اند و غمهاى او يك ساعت زايل و دور نمىشود . (
a
6 / ذمّ دنيا ) .