مخالطت كردن ، مسلّط كردن ، عفو كردن ، الحاح كردن ، ملول گردانيدن ، منع كردن ، احتراز كردن ، روايت كردن ، تمكين دادن ، خلق كردن ، مسواك كردن ، ختنه كردن ، رغبت كردن ، حوالت كردن ، فلاح يافتن ، تزويج آوردن [ - ازدواج كردن ] ، منع كردن ، تحذير كردن ، حذر كردن ، حائض شدن ، لواطه كردن ، رجوع كردن ، افراط كردن ، صورت كردن ، وصيت كردن ، غمّازى كردن .
5 . فراوانى مصادر پيشوندى ؛ همچون : فروافتادن ، بررفتن ، برهم افتادن ، دريافتن ، درآويختن ، فروآمدن ، درنورديدن ، برخواندن ، برخاستن ، بازماندن ، درپوشيدن ، فروگذاردن ، درگذشتن ، بركندن ، فراگذاشتن ، بازايستادن ، برباليدن ، درگذشتن ، در وجود آمدن ، بازايستادن ، واپس ماندن ، فرورفتن ، فروآمدن ، به گلشن آمدن ، برجوشيدن ، فراهم كشيدن ، بازپس جهيدن ، بازپس فرستادن ، بازرهيدن ، از جا بردن ، از مكسب بازماندن ، برجا ماندن .
6 . داشتن لغات و تركيبات نادر ؛ مانند : دشخوار ، عم پسران ، خايه نهادن و خايه كردن [ - تخم گذاشتن ] ، فراخ شدن ، برزيگرى ، گشن ، پايندانى ، بروت ، يازرده شدن [ - انزجار ] ، زفر ، افگارى ، سگاليدن ، نرينه ، مادگان ، دوسيدن ، مانيدن ، آغاليدن ، فروگذاردن [ - خذلان ] ، فراگذاشتن جرم [ - عفو ، صفح ] .
فهرستى از لغات و تركيبات نادر در پايان كتاب آمده است .
اينك اختصاصات و ويژگيهاى نثر كتاب به شرح زير ذكر مىشود :
شيوهء جمع بستن كلمات
1 . جمع بستن كلمات عربى با « ان » ؛ مانند : شريفان ، كريمان ، فقيهان ، طالبان ، قاريان ، غلامان ، مقرّبان ، امردان ، حكيمان ، متكلّمان ، مغنّيان ، ظريفان ، عاقلان ، غمّازان .
2 . جمع بستن كلمات عربى با « ها » ؛ مانند : مرتبتها ، خطاها ، حكمتها ، علمها ، عقلها ، حربها ، صفها ، نعمتها ، ماتمها ، غرامتها ، سنّتها ، بدعتها ، فضيلتها ، مكسبها ، مذهبها ، تكرار ، موجها .