و شاعر گويد :
جزى اللّه عنّا الموت خيرا فإنّه * أبرّ بنا من كلّ برّ و أرأف
يعجّل تخليص النّفوس من الأذى * و يدنى من الدّار الّتى هى أشرف
خدا مرگ را خير دهاد كه او بر ما مهربانتر است از هر مهربانى ؛ نفوس را از رنج باز مىرهاند به تعجيل ، و از سراى بازپسين كه /
b
85 / شريفتر است نزديك مىگرداند .
ذمّ مرگ
در خبر است : أكثروا من ذكر هادم اللّذات : بسيار يادآوريد مرگ را ؛ و او را بيرانكنندهء خوشيها خواند .
و عبيد ابرص 634 گويد :
شعر
و كلّ ذى غيب يؤوب * و غائب الموت لا يؤوب 635
و حسين - رضى اللّه عنه - به مردهاى نگاه كرد كه دفن مىكردند ، گفت : مردهاى كه اين حال اوّل او بود ، سزاوار بود كه از آخر آن بترسند ، و حالتى كه اين آخر آن بود سزاوار بود كه در اوّل آن رغبت نكنند .