ع مدح رنجورى
فضل بن سهل ، وزير هارون ، از بيمارى صحّت يافته بود ، در ديوان بنشست و مردم او را به عافيت تهنيت كردند . چون از سخن خود فارغ شدند ، ايشان را گفت كه : در رنجها و علّتها ، خداى را نعمتها است كه عاقلان آن را انكار نكنند ، مثل : از گناه پاك گردانيدن ، و مستعدّ ثواب صبر شدن ، و از غفلت بيدار گشتن ، و نعمتى كه در حال صحّت بوده باشد يادآوردن ، و ميل به توبت كردن ، و بر صدقات اغرا نمودن .
و در خبر است : إنّ المريض يخرج من مرضه نقيّا من الذّنوب كيوم ولدته أمّه : رنجور بيرون آيد از رنجورى خويش ، پاك از گناه ، همچون /
a
84 / آن روز كه مادر او را زاده بود .
و در خبرى ديگر مىآيد كه : بيمار را گناهان چنان فروافتند كه برگها از درختان فروافتد وقت خزان 627 .
و امام طاووس گفتى : دعاى بيمار مستجاب بود ؛ زيرا كه خداى - عزّ و علا - فرمود :
أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ
: كيست كه اجابت كند سؤال بيچارهء در كار عاجز مانده ؟ و شك نيست كه بيمار به غايت بيچاره و فرومانده بود .
و در خبر است : حمّى ليلة كفّارة سنة 628 .
و بعضى از علما در رنجورى خويش اين دعا مىخواند : اللّهمّ اجعله تمحيصا لا تنغيصا و تذكيرا لا تنكيرا « 1 » و أدبا لا غضبا ؛ خداوندا ! اين رنجورى را سبب پاك گردانيدن گناه كن نه
هامش
( 1 ) . س : نكيرا ، با توجّه به نسخهء عربى تصحيح شد .