همچنين در يك مورد - اگر اشتباه كاتب نباشد - تاء به شيوهء رسم الخطّ عربى نوشته شده است :
- و ابن المعتز گويد : علامة دروغگوى آنست كه سخاوت مىكند بدروغ بىآنكه او را سوگند دهند . (
a
93 ذمّ سوگند ) .
شيوهء نثر نسخه
دربارهء شيوهء نگارش اين نسخه بايد به چند نكتهء زير اشاره كرد :
1 . سادگى و روانى عبارات متن .
2 . كم بودن واژههاى لهجهاى در متن .
3 . فراوانى واژههاى عربى در متن ؛ مانند : غم ، سؤال ، فضول ، انجاح مطلوب ، فحل ، دخول ، ارتفاع ، حرمت ، موجب ، عظمت ، حجاب ، تعريض ، كون ، فساد ، خال [ - دايى ] ، حائض ، سكون ، غناء ، باصره ، قمر ، بهيمه ، جلادت ، صبر ، مقراض [ - قيچى ] ، شوكت ، جرأت ، متيقّن ، ضعف ، فتور ، متولّد ، طبيعت ، خاصيّت ، حماريّت ، فرسيّت ، احتال ، اثقال ، مشاق ، صيرفى ، حبيبه ، خادم ، مخدوم ، جامع ، مضطرب ، خائن ، صاحب ، مجتمع ، حادثه ، معزول ، مجد ، شرف ، مستغنى ، صقال ، نفاذ ، امر ، محقق ، لازم ، ملتمس ، واسطه ، توسّل ، عهد ، نقصان ، مخصوص ، علو ، درجه ، مرصع ، عقل ، جهل ، هوى ، نفس ، خمول ، لايق ، دنى ، عزّ ، كذّاب ، مخلّده ، عرض ، علّيين ، كبيره ، حد ، واجب ، مجازات ، وصال ، ممدوح ، مونس ، محفل ، اهل ، عقار ، هلاك ، مخبر ، مكسب ، حرب ، حيّز ، قوائم ، مثال ، افضل ، اربعه ، حيوانى ، نباتى ، معدنى .
4 . فراوانى افعال مركب فارسى كه قسمت اوّل آن ، واژهء عربى است ؛ مانند : تفاخر آوردن ، كسب كردن ، تكبّر كردن ، اقامت كردن ، قيام نمودن ، مقضى گرديدن ، عيب كردن ، احسنت گفتن ، مخلّد گذاشتن ، هجو كردن ، نقصان آوردن ، به علّيين رساندن ، راضى شدن ، اقرار كردن ، واجب آمدن ، مصادرت كردن ، طلب كردن ، عنان گردانيدن ، غرقه كردن ، جمع كردن ، زراعت كردن ، تقصير كردن ، زيادت شدن ، اعتبار گرفتن ، حذر كردن ،