تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحسين و تقبيح ثعالبى ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 26

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٢٦
در جمله وجود دارد ، افتادگى را شناسايى كرديم و در جاى صحيح خود در متن قرار داديم . بنابراين عبارت فوق تكميل شده و به شكل زير درآمده است : - لو لا اللسان ما كان الإنسان إلّا صورة ممثّلة .

كاربرد همزه به جاى ياء اضافه

از ويژگيهاى رسم الخطّ اين نسخه به‌كارگيرى همزهء كوچك به جاى ياء اضافه است ؛ مانند : - اگر تأمل كنى از او يا بى بهاء بهشت . (
b
5 / مدح دنيا ) . - كجا است بازى و دوستان و لذتهاء من ؟ (
a
8 / ذمّ روزگار ) . گاهى نويسنده همزه‌اى را كه جانشين ياء اضافه است ، از قلم مىاندازد ؛ مانند : - ما فرزندان دنياايم و براى جز دنيا آفريده شديم . (
a
5 / مدح دنيا ) . - بدان كه دنيا معشوقه‌اى است كه همهء عيشها با لذت با او به‌هم پيوسته است . (
b
5 / مدح دنيا ) . در برخى موارد نويسنده ، همزه را به‌طور كلّى جانشين ياء مىكند ؛ مانند : - و چون دعا براء او باشد ، مردم بياسايند بعدل او . (
b
8 / مدح سلطان ) . نويسنده نيز همزه را جانشين ياء نكره مىكند ؛ مانند : - و از جمله عجبها نصيحت‌كنندهء است كه شفقت نمىبرد . (
b
6 / مدح روزگار ) . - چون خداى تعالى به بندهء بدى خواهد ، مال او صرف فرمايد در بنا و گل . (
b
28 / ذمّ سراى و بناها ) . امّا در نمايش اسم نكرهء منتهى به ياء ، نويسنده به همان ياء اكتفا مىورزد ؛ مانند : - چگونه ذم كنى دنياى را كه اگر تأمل كنى از او يا بى بهاء بهشت ؟ (
b
5 / مدح دنيا ) و گاهى از نمايش ياء موصول خوددارى مىكند ؛ مانند ياء « دعاى » در عبارت : - گفت از بهر آنك دعاى كه جهت من باشد ، ديگرى را سود ندارد . (
b
8 / مدح سلطان ) .