ترجمهء خود انتخاب نمايد كه بهطور مستقيم بر محتواى آن دلالت داشته باشد ، زيرا عناوينى مانند الظرائف و اللطائف يا يواقيت المواقيت تناسب چندانى با محتواى خود ندارند .
با توجه به اين نكته ، مىتوان چنين حدس زد كه نسخهء اساس وى همان كتاب يواقيت المواقيت فى مدح الشىء و ذمّه بوده ، اما ساوى قسمت دوّم عنوان كتاب يعنى مدح الشىء و ذمّه را به عنوان اسم كتاب خود برگزيده و به شكل تحسين و تقبيح ترجمه كرده ، به طورى كه اين مسئله در سدهء اخير سبب بروز اشتباهاتى براى محقّقان شده است .
رسم الخط و ويژگيهاى دستورى نسخه
كاتب قاعدهء دال و ذال را كه در شيوهء نثر كهن معمول بوده ، رعايت كرده و در بيشتر موارد ، دال را به صورت ذال نوشته است ؛ مانند :
- و آن كس كه تو از وى پديذ آمذه باشى ، محبوب باشد . (
a
5 / مدح دنيا ) .
- و گفتهاند : زودتر چيزى كه از حالىبهحالى گردذ ، دل سلطان بود . (
b
9 / ذمّ مذكور ) .
كاتب نيز حروف فارسى : « ب » ، « پ » ، « ج » ، « چ » ، « ز » و « ژ » را در بيشتر موارد با يك نقطه نوشته است ؛ مانند :
- مردى بير را ديدند در بعضى حربها و از همهء صفها بستر بود و ساز گريختن مىكرد .
بس او را گفتند : دلير نمىبينيم . (
a
40 / ذمّ شجاعت ) .
- جيست كه بيش ما نمىآيى ؟ گفت جه آيم بيش تو كه اگر مرا نزديك كنى ، مرا در فتنه اندازى ؛ و اگر دور كنى ، اندوهگن كنى ؟ (
b
9 / ذمّ مذكور ) .
- خداى تعالى دلير را دوست دارد و اگرچه خود مارى بكشد يا كزدمى . (
b
39 / مدح شجاعت ) .
« ك » و « گ » را نيز شبيه هم و با يك سركج مىنويسد ؛ مانند :
- بزندكانى من كه روزكار و كردش او نصيحت كردهاند ، و از جملهء عجبها ، نصيحتكنندهاى است كه شفقت نمىبرد . (
b
6 / مدح روزگار ) .
- دست چب روزكار در ستدن بشتابتر است از دست راست او در بخشيدن .