خادمان بيزارند از موى مكروه و از برداشتن ذكر و از فرجهاى گنده و ايشان زناناند چون با ايشان خلوت سازى و مرداناند به وقت جنگ و نگاه دارند مرا از دشمن .
ذمّ خصيّان
جاحظ گويد : چون خصى را هر دو خايه بريده باشند ، شهوت او قوى باشد و معدهء او گرم باشد و پوست او نرم شود و موى او كم شود و اشتهاى مباشرت او بسيار گردد ، فقحهء او فراخ شود و اشك او بسيار شود ، چون زنان .
و ديگرى گفت : من جبّ زبّه ذهب لبّه 467 : هركه را ذكر بريده باشند ، خرد او رفته باشد .
و ابو الطيّب المتنبّى گويد :
و قد كنت أحسب قبل الخصىّ * أنّ « 1 » الرؤوس مقرّ النّهى
فلمّا نظرت إلى عقله * رأيت « 2 » النّهى كلّها فى الخصى 468
من پنداشته بودم پيش از كافور خصى كه سرها جاى عقلاند . چون نگه به عقل او كردم ، ديدم جمله خردها در خايهها .
و تمامتر آنچه در ذمّ خصى گفتهاند ، قول بعضى از سلف است : لم يلده مؤمن ، و لم يلد مؤمنا : نزاد او را مؤمنى و نزاد مؤمنى را .
هامش
( 1 ) . ع : بأنّ .
( 2 ) . ع : وجدت .