تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دولتهاى شيعه در طول تاريخ ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
فروتن و دادگستر ، اين صفات باعث نيرومندى و تقويت دولت او در نتيجهء طولانى شدن دورهء زمامداريش شده و توانست توجه اهل ذمه را به خود معطوف و دوستى آنانرا جلب نمايد و در نتيجه در دورهء زمامدارى او از آزادى مذهبى برخوردار گشتند . تمام نيروى خود را براى ادارهء شؤون كشور و سازمان دادن به آن به كار انداخت . امور كشاورزى را سروصورتى بخشيد . قانونى راجع بمنع كشتن گاوها تصويب كرد چون بيشتر گاوهائيكه از آنها براى امور كشاورزى استفاده ميشد در اثر مرض و با از بين رفته بودند . بسال 427 به بيمارى استسقاء درگذشت و فرزندش ابو تميم ملقب به مستنصر جانشين وى شد « 1 » .

مستنصر

بسال 427 در سن هفت سال و 27 روز بود كه حكومت را بدست گرفت و شصت سال و چهار ماه فرمانروائيش طول كشيد . وى را بر روى منابر در عراق امير المؤمنين خطاب ميكردند . هيچيك از زمامداران مسلمان در دولت اسلامى چه بعنوان خليفه و چه پادشاه ، دورهء زمامداريش اين اندازه دوام نداشته است . در زمان پادشاهى وى بود كه در مصر قحطى پيدا شد و آنچنان سخت بود كه از زمان حضرت يوسف تا آن زمان سابقه نداشته و مدت هفت سال ادامه داشت بطوريكه هر گردهء نان به ارزش پنجاه دينار رسيده و روزى ده هزار نفر از گرسنگى تلف ميشدند . آذوقه تمام شده بود . مردم سگان و درندگان و يكديگر را مىخوردند . در عهد مستنصر ، برخى از سرزمينهائيكه در قلمرو فاطميين بود از دست آنان بيرون شد و در سال 475 كشور مغرب اقصى اعلام استقلال نمود .
هامش
( 1 ) - كتاب النجوم الزاهره جلد اول .