بهرهمند شوند و مجلس مخصوصى در كاخش براى دانشمندان ترتيب داد تا در پيشگاهش به مباحثه ورد و ايراد بپردازند و جوائزى براى آنان منظور مىداشت و در نتيجه دانشمندان و متخصصين را واداشت كه گامهاى بزرگى بردارند .
ابو الحسن فلكى واژههاى نجوم و هيئت را برايش نوشت كه به « زيج بزرگ » معروف است . ابن هيثم مهندس مشهور را دعوت نموده و پيشنهاد كرد كه چارهاى براى بهرهگيرى بيشتر از آب رود نيل بينديشد . مالياتى را كه به پيرمردان تعلق ميگرفت كاست . نرخها را تحديد و گران فروشانرا با تازيانه تأديب كرد و آنانرا بمردم شناساند و رسوا كرد . ميزان و ترازوها را اصلاح كرد .
تاريخنويسان بر زهد وى و سخت گرفتن زندگى بر خود متفقند .
آدابورسوم ، القاب و مواكب بزرگى را كه خلفاى فاطمى بدان امتياز داشتند ناچيز دانسته و پيش او ارزشى نداشته و كوچك ميشمرد .
الظاهر لا عزاز دين اللّه
پس از كشته شدن حاكم ، فرزندش ابو هاشم ملقب به « الظاهر لا عزاز دين اللّه » متصدى امر خلافت گشت .
ظاهر در سال 411 ه جانشين پدر شد و از سنش بيش از 16 سال نگذشته بود كه سرزمينهاى زير فرمان پدرش مانند شامات و آفريقا همه بقبضهء وى درآمد .
روزهاى نخستين زمامداريش عمهء او بر امور مملكت نظارت داشت و در تدبير شؤون كشور شايستگى بسزائى از خود نشان داده و سياست مردمداريش عالى بود .
ظاهر مردى بود خردمند ، باگذشت ، ديندار ، عفيف ، بردبار ،