عنان در كتاب « الحاكم بامر اللّه » ص 103 ط 2 مينويسد : حاكم بامر اللّه زمامدارى بود واقعى ، بر كشور و ملتش تسلطى كامل داشت و شخصا بر ادارهء مملكت و وقايع مشرف و در تدبير امور نشاط و فعاليت شگفتانگيزى از خود نشان ميداد . و در بيشتر كارهاى سياسى و گردش چرخ كشور ، خود و وزيرانش مباشر بودند ، و اين زمامدار زيرك و شايسته با اينكه جوان بود و مقتضيات جوانى ايجاب ميكرد كه مانند ساير جوانانيكه در اين سن و سال و مقام هستند به بازى و عيش و نوش ، وقتگذرانى و سبكسرى بپردازد ولى بر خلاف آن رفتار كرد و روش پسنديدهاى پيش گرفت و كارهاى بزرگى انجام داد .
نشاط و فعاليتهاى مخصوص به خود را در طول فرمانروائى از دست نداده و خود را به آن موظف ميدانست ، اما از لحاظ جسمى استخوانبندى نيرومندى داشت . اندامش سطبر و چهرهء باهيبت و صلابتى داشت . چشمانش درشت و سياه بود و به بجائى كه خيره ميشد نگاهش تند و ترسناك مانند شير بود بدانگونه كه بينندگان طاقت نگاه كردن در چشم او را نداشتند . صدائى خشن و ترسناك داشت و هنگام سخن گفتن در شنوندگان ايجاد دهشت مينمود .
انطاكى گويد : گروهى براى كارى نزد او رفتند ، همين كه حاكم بر آنان وارد شد چشمان آنها به وى افتاد و ترس سختى سراسر وجود ايشانرا فراگرفت . همه به زمين خوردند و توان سخنگفتن را از دست دادند .
بيشتر تاريخنويسان تصوير ويرا بدينگونه تشريح كردهاند : حاكم مردى بود شگفتانگيز ، بهتآور ، فرورفته در تناقض ، غيرمنظم ، گاهى بخشنده ، زمانى بخيل ، هنگامى شجاع ، هنگام ديگر ترسو ، وقتى خردمند و دگرگاه ديوانه ، زمانى خونريز و زمانى ديگر با ترحم ،
دولتهاى شيعه در طول تاريخ ( فارسى ) — صفحة 90
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٩٠