حلال را حرام و حرام را بر خود حلال ميكرد ، اوج ميگرفت ، فرود مىآمد ، مىتابيد و رخ برميتافت . اين حالاتى است كه براى او نوشتهاند « 1 » .
سرانجام بسال 411 كشته شد .
* * * دربارهء كشته شدنش مطالب گوناگون گفتهاند : بعضى قتل او را بخواهرش نسبت ميدهند . برخى گويند برطبق عادت به تنهائى بر الاغى سوار شده و بيرون رفت و ديگر برنگشت . ددوز معتقدند كه حاكم از انظار پنهان شده و بعد از بر طرف شدن فسادى كه در جهان برپا شده است بازخواهد گشت و پيشواى منتظر نزد اين گروه همين حاكم است « 2 » .
در دوران زمامدارى خود كارهاى مفيدى انجام داد و آثار بزرگى از خود به يادگار گذاشت ، مانند : دار الحكمة ، تجديد دانشگاه ازهر و تعيين موقوفات براى آن دو ، بناى مسجد بزرگى در قاهره و مسجد ديگرى در اسكندريه ، شمارهگذارى مساجد و تعيين حقوق براى مؤذنين و پيشنمازان .
بخشش و عطايش شامل حال دانشمندان و اساتيد بود . در سال 404 همهء بندگانش را كه تعداد آنها بسيار بود آزاد ساخت و سرمايه و زمين در اختيار ايشان گذاشت تا زندگى نوين خود را اداره نمايند .
توجه خاصى بدانش و ادبيات داشت . هرچه كتاب در خزانههاى كاخ دولتى داشت در دسترس دانشمندان و دانشجويان قرارداد تا از آن
هامش
( 1 ) - كتاب النجوم الزاهره - تأليف ابو المحاسن و كتاب الحاكم بامر اللّه تأليف عنان .
( 2 ) - نقل از تاريخ دولت فاطميه تأليف حسن ابراهيم ص 168 ط 2 .