پيشگفتار مترجم
بسم اللّه الرحمن الرحيم
ناگهان ، نورى درخشيد ، و دستى از آستين عدالت بيرون شد
دوران فترت بود . دستورات رهبران الهى و راهنمايان توحيد ، بدست فراموشى زمان ، سپرده شده بود ، و از آن ، اثرى ديده نميشد .
زمامداران گمراه ، مردم را از راه راست ، منحرف ساخته و به كجروى ميكشاندند . تودهء بىدانش ، گوسفندوار ، كوركورانه ، بدنبال مطامع آنان ، ميرفتند ؛ و در آتش نادانى ، فقر ، محروميت ، فساد اخلاق ، ميسوختند ؛ يا به تعبير - قرآن - : در لب پرتگاه درهء پرآتشى ، قرار داشتند ، كه هر آن ترس آن ميرفت ، كه در آن دره سقوط كنند ، و طعمهء شعلههاى سوزان آن ، شوند . بويژه ، مردم صحراى سوزان حجاز .
كه بهرهء كمترى از تمدن آن روز ، داشتند ؛ قانون جنگل و بيابان بر آنها