گشت و گردانندهء امور دولتى در آن زمان مربى و استادش « برجوان خادم » بود .
پس از آنكه پانزده سالش تمام شد شخصا زمام فرمانروائى را بدست گرفته و برجوان را كشت ، چون هنگاميكه ادارهء امور بدست وى بود بر خليفهء كوچك تنگ ميگرفت و رفتار خوبى با او نداشت .
دكتر حسن ابراهيم در كتاب « تاريخ الدولة الفاطميه » دوران زمامدارى ويرا به چهار بخش تقسيم نموده است :
بخش اول - از سال 386 تا سال 390 دوره كودكيش كه دخالت در شؤون دولت نداشت .
بخش دوم - از سال 390 تا سال 395 كه هنگام بلوغ و بهار جوانيش بود و قدرت بزرگى بهمرسانيد و نسبت بروش فاطميين پافشارى داشت .
بخش سوم - از سال 396 تا 401 تغيير روش داده و از تعقيب و پافشارى عقائد خود دست برداشته و سياست مسالمتآميز را پيشهء خود ساخت و با همهء گروههاى مذهبى رويهء مماشات را حفظ كرد .
بخش چهارم - از سال 401 تا 411 وضع غيرعادى و شگفتانگيزى داشت . سياستش مايهء گرفتگى و اضطرابات و بلوا و شورش و انقلابات داخلى گرديد .
با همهء اين گرفتاريها با كاردانى توانست آرامش و امنيت از دست رفته را بازگرداند و آتش فتنه و انقلابات را كه شعلههاى آن بالا رفته بود خاموش سازد .
ساختمانى بنام « دار الحكمة » بنا كرد كه گروه بسيارى از قراء قرآن ، فقها ، ستارهشناسان ، نحويين و واژهدانان در آنجا به كار مشغول شدند و كتابخانهاى بنام دار العلم به آن منضم ساخت كه داراى زبدهترين كتابها و گرانبهاترين آن بود .
دولتهاى شيعه در طول تاريخ ( فارسى ) — صفحة 89
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٨٩