و دلاور ، در مردمدارى روش پدر را دنبال كرد « 1 » .
فرزندش ابو منصور نزار ملقب به « العزيز باللّه » را بجانشينى خود برگزيد .
العزيز باللّه
در روزهاى نخستين زمامدارى العزيز باللّه ، قرامطه بر شام چيره شدند و به مصر هم تاختند . خود عزيز با سپاهى انبوه بسوى ايشان رهسپار شد و با آنان به سختى جنگيد تا مجبور به عقبنشينى شدند .
عزيز بشام و ادارهء شؤون آن عنايت خاصى داشت و غلام خود بنجوتكين تركى را باستاندارى آنجا برگزيد و پس از تنظيم امور شام بوى فرمان داد بجانب حلب حركت كند . فرمانرواى حلب در آنزمان ابو الفضل بن حمدان نوهء سيف الدوله بود .
پس از اينكه حمدانيين ديدند فاطميين بر شام دست يافته و در انديشهء تصرف ساير قسمتها هستند با امپراطور قسطنطنيه بنام « باسيل » پيمان دفاع نظامى بستند .
همزمان با حركت ارتش دولت فاطميين بسوى حلب ، نيروى كمكى « باسيل » هم رهسپار حلب شد . آتش جنگ بين دو لشكر شعلهور شد ولى سرانجام بزنطيون در جبهه شكستخورده و فرماندهء آنان بدست نيروى فاطميين اسير شد .
خبر كه به باسيل رسيد ، خود با سپاهى حركت كرد كه مورخين آن را تا يكصد هزار نفر نوشتهاند و فاطميين جنبهء دفاعى به خود گرفتند .
در دورهء عزيز باللّه فعاليتهاى نوسازى و ساختمانى باوج خود رسيد و در روزگار وى بود كه كاخهاى برافراشته ساخته شد و عمران و
هامش
( 1 ) - نقل از كتاب « الحاكم بامر اللّه » تأليف محمد عبد اللّه عنان صفحهء 89 .