تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر البلاغة ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
« هى النفس ما حملتها تتحمل » -
« فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ »
و « نعم رجلا على » فالفاعل ضمير يفسّره التمييز و يطّرد ذلك فى بابى نعم و بئس و فى باب ضمير الشأن نحو قوله تعالى :
هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ .
هشدار دوم : أصل و قانون ، در قرار دادن ضمير ، اين است كه : پيش از آن ، چيزى ذكر شود تا آن را تفسير كند ليكن گاهى از اين اصل ، روى گردانده مىشود و ضمير ، براى هدفهاى بسيارى پيش از مرجعش مىآيد . الف : يكى از هدفها اين است كه : آنچه بعد از ضمير مىآيد ، خوب در جان شنونده بنشيند چون اگر در آغاز ، ضمير بيايد شنونده به آنچه پس از آن مىآيد شوق پيدا مىكند . مثل سخن او : « هى النّفس ما حمّلتها تتحمّل » آن نفس است آنچه بر آن تحميل كنى مىپذيرد . در اين مثال ، ابتداء ، ضمير آمده است و سپس « مرجع » و مفسّر آن ، تا در جان شنونده جايگير گردد . و مثل :
« فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ »
« 1 » : حقيقت اين است كه : چشمها نابينا نمىگردد . در اين آيهء شريفه ، در آغاز ، ضمير آمده است . تا بعد از آن در جان بنشيند . و مانند : « نعم رجلا علىّ » خوب مردى است علىّ . در اين مثال ، فاعل « نعم » ضميرى است كه به وسيلهء تمييز يعنى « رجلا » تفسير مىگردد . آمدن ضمير ، پيش از مفسّر ، در باب نعم و بئس زياد است . و همين‌طور در باب ضمير شأن ، مثل سخن خداى برين :
« هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ »
در اين آيه ، « هو » پيش از مفسّر يعنى « اللّه » آمده است . ( ب ) و منها ادّعاء انّ مرجع الضّمير دائم الحضور فى الذّهن ، نحو : أقبل و عليه الهيبة و الوقار و نحو قول الشاعر :
أبت الوصال مخافة الرقباء * و أتتك تحت مدارع الظّلماء .
و يسمّى هذا العدول بالإضمار فى مقام الإظهار . ب : يكى از آن هدفها ، اين است كه ادّعا كنيم ، آنچه ضمير به آن برمىگردد ، پيوسته در ذهن ، حضور دارد ، مثل : « أقبل و عليه الهيبة و الوقار » . رو كرد و با او ، ابّهت و وقار ، همراه بود . در اين مثال ، مرجع ضمير مستتر « أقبل » و مرجع ضمير « عليه » ذكر نشده است تا
هامش
( 1 ) . حج / 46 .
جواهر البلاغة ( فارسى ) — صفحة 223 | السيد أحمد الهاشمي / حسن عرفان