3 - از آن هدفها ، لذّتيابى از ذكر است ، مانند سخن شاعر :
خداوند ، سيراب كند نجد را ، درود بر نجد باد چه نيكوست نجد ، از دور و نزديك .
در اين شعر ، واژهء « نجد » تكرار شده است و شاعر ، از ضمير بهره نجسته چون از ذكر « نجد » لذّت مىبرده است .
4 - و از آن هدفها جلب عطوفتكردن است مانند : « اللّهم عبدك يسألك المغفرة » :
خداوندا بندهات ، از تو آمرزش مىخواهد .
در اين مثال ، نيايش كننده ، به جاى استفاده از تعبير « أنا أسالك » عبارت « عبدك يسألك » را به كار برده تا عطوفت خداى مهربان را به خويش جلب كند و اين گرايش از ضمير به سوى اسم ظاهر است ، در جايى كه بايد ضمير آورد .
المبحث الخامس فى تعريف المسند اليه بالعلميّة
يؤتى بالمسند اليه علما لا حضار معناه فى ذهن السّامع ابتداء باسمه الخاص ليمتاز عمّا عداه كقوله تعالى :
وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْراهِيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْماعِيلُ .
بحث پنجم دربارهء معرفه آوردن مسند اليه به وسيلهء علم است .
مسند اليه را « علم » قرار مىدهيم براى اينكه از آغاز ، با نام ويژهء آن ، معنايش را در ذهن شنونده حاضر كنيم تا از ديگران مشخص گردد و جدا شود . مانند سخن خداى و الا :
« وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْراهِيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْماعِيلُ »
« 1 » : وقتى كه ابراهيم و اسماعيل ، ديوارهاى خانه خدا را بر مىافراشتند . در اين آيهء شريفه ، « ابراهيم » و « اسماعيل » علم است . و از آغاز ، معنايش در ذهن حاضر مىشود . مسند اليه علم ، در فارسى مانند :
قارون هلاك شد كه چهل خانه گنج داشت * نوشين روان نمرد كه نام نكو گذاشت « 2 »
علم : نام يا لقب ويژهء كسان يا مكانهاست مثل : حسن ، حسين ، محسن و . . .
و مانند : ايران ، تهران ، اصفهان و . . .
هامش
( 1 ) . بقره / 127 .
( 2 ) . سعدى .