تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 73 ) ( آداب و سنن ) ( فارسى ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
حالى به خانه پيغمبران وارد ميشوى ؟ ( يعنى نبايد وارد شوى و نبايد با جنابت به معصوم دست داد ) . 30 - كافى : تا امام ششم ( ع ) ، فرمود : راستش خدا را كسى اندازه نكند ، و همچنين پيغمبرش را و همچنين مؤمن را قدر ندانند كه با برادرش برخورد و به دو دست دهد و خدا بدانها توجه كند و گناهان از سر و رويشان فرو ريزند بمانند باد تند كه برگ از درخت فرو ريزد . روشنگرى ( در باره اعراب حديث كه ترجمه‌اش سود عمومى ندارد ) . 31 - كافى : بسندش تا رفاعه كه شنيدم كه ميفرمود : مصافحه مؤمن افضل است از مصافحه دو فرشته با هم يا مصافحه مؤمن با مؤمن افضل است از مصافحه مؤمن با فرشته اگرش فراهم شود و اشاره دارد كه مؤمن كامل افضل است از فرشته . 32 - كافى : بسندش تا عبد الله بن محمد جعفى از امام پنجم و ششم ( ع ) كه فرمودند هر مؤمنى بدر آيد و بسوى برادرش رود كه او را ديدن كند با شناخت حق او خدا بهر گامى حسنه‌اى برايش نويسد و سيئه‌اى محو كند و درجه‌اى بالا برد ، و چون در خانه او را زند درهاى آسمان برويش گشاده شوند ، و چون بهم برخورند و دست دهند و هم آغوش شوند خدا بدانها رو كند و بدانها بر فرشته‌ها ببالد ، ميفرمايد بنگريد به دو بنده من با هم براى رضاى من ديدار كردند و دوستى نمودند و بر من است كه آنها را به آتش عذاب نكنم بدنبال اين ايستگاه ، و چون از ديدن برگردد بشمار نفسها كه كشيد و گامها كه زده و سخنها كه گفته فرشتگانى او را بدرقه كنند ، نگهدارى كنند از بلاهاى دنيا و گرفتاريهاى آخرت تا مانند همان شب از سال آينده ، و اگر در ميان آن دو سال مرد از حساب معاف است ، و اگر ديدار شده هم بمانند ديداركننده حقشناس او باشد بمانند اجر او را دارد . روشنگرى : ( پس از اعراب گويد ) : گويا مقصود از حقشناسى اينست كه فضل او را داند و بفهمد كه حق ديدار و رعايت احترام دارد و براى همين از او ديدار كرده و خدا حقى براى او مقرر داشته به روى نه براى مقاصد دنيوى بديدار او آمده و محو سيئه بمعنى حبط نيست بلكه تفضلى است مزيد بر حسنه ( و بعد از تفسير لفظ معانقه از قول جوهرى گويد ) ميان ما شيعه خلافى نيست در استحباب معانقه و هم آغوشى كه در آن غرض باطلى نباشد يا شهوت و هيجانى نياورد چون هم آغوشى با جوان امرد و بچه خوشگل چنين است بوسيدن . و جمعى از عامه هم معانقه را مستحب دانستند ، و ابو حنيفه آن را مكروه دانسته ، و مالك آن را بدعت شمرده ، و سفيان منكر قول مالك شده و دليل آورده به معانقه پيغمبر ( ص ) با جعفر
بحار الأنوار ( ج 73 ) ( آداب و سنن ) ( فارسى ) — صفحة 24 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى