محمد بن عبد اللَّه ( ص ) گرفت ، وانگه فرمود : بآدم بنگر تا چه بينى ، فرمود آدم نگريست به نژادش كه ذره بودند و آسمان را انباشته بودند و گفت : پروردگارا چه بسيارند نژادم براى كارى بزرگ آنها را آفريدى چه خواهى از آنان در گرفتن پيمان ؟ خدا عز و جل فرمود : مرا پرستند و هيچ شريكى نياورند و باور دارند رسولانم را و پيرو آنها باشند .
آدم گفت : پروردگارا ، چيست مرا كه بينم برخى بزرگتر از ديگريند و برخى نور بيش دارند و برخى كم و برخى هيچ ؟ خدا عز و جل فرمود : چنين آفريدمشان تا بيازمايم آنها را در هر حال .
آدم گفت : پروردگارا اجازه ميدهى در سخن تا سخنى گويم ؟ فرمودش بگو كه جانت از من است و طبعت جز بود من ، آدم گفت : كاش همه را مانند آفريده بودى در يك اندازه و يك منش و يك غريزه ، و يك رنگ ، يك اندازه عمر و روزى برابر تا بهم ستم نكردند و حسد و كينه نورزيدند و در چيزى اختلاف نكردند . خدا عز و جل فرمود : اى آدم بجانى كه از من دارى گويا شدى و بطبع سست خود سخن گفتى بدان چه ندانى ، منم آفريننده دانا ، بدانشم ميان آفريدگانم اختلاف انداختم و بخواست ، من فرمانم در آنها اجراء شود . و بتدبير و تقدير من روانه باشند ، آفرينش من دگرگون نگردد . و همانا پرى و آدمى را آفريدم تا مرا پرستند و بهشت را آفريدم براى هر كه مرا پرستد و مرا فرمان برد و پيرو رسولانم گردد و باكى ندارم و دوزخ را آفريدم براى هر كه به من كافر شود و گناه كند و پيرو رسولانم نشود و باكى ندارم ، و آفريدم تو را و نژادت را و بىنيازم به تو و آنان و همانا تو را و آنان را آفريدم تا بيازمايمت و بيازمايمشان تا كدام خوش كردارترند در دار دنيا در زندگى شماها و پيش از مرگتان و از اين رو دنيا و آخرت آفريدم و زندگى و مرگ و طاعت و معصيت و بهشت و دوزخ . در تقدير و تدبيرم چنين خواستم ، و بدانشم كه در آنان نافذ است ، صورت و تن و رنگ و عمر و روزى و طاعت و گناه آنان را چند گونه ساختم و از آنها خوشبخت
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 91
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٩١