تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
نكرده و از اين رو از اصحابش شمرده نشده و در عياشى ( ج 4 ص 39 ) چنين است كه : از زراره از مرديكه پرسيد از امام صادق عليه السّلام ، و آن درست‌تر است . « و چون برگرفت پروردگارت از آدميزاده‌ها از پشتشان » ، بيضاوى گفته : يعنى برآورد از پشت آنها نژادى كه مىآوردند در هر قرنى بدنبال قرنى . . . و گواهشان گرفت بر خودشان كه آيا نيستم من پروردگارتان كه دلائل پروردگاريش را در وجودشان نهاد و خردى بدانها داد كه آنها را بخواند به اعتراف بوى تا اينكه زمينه اين پرسش و پاسخ فراهم شد و علم و آمادگى آنها مانند گواه گرفتن و اعتراف گرديد و اين ضرب المثل است و دلالت دارد بر آن كه گفتند : آرى گواهيم ، تا نگويند در رستاخيز كه ما از آن بىخبر بوديم و نگوئيد همانا پدران ما از اين پيش مشرك شدند و ما نژادشان بوديم و پيروشان شديم زيرا تقليد پس از وجود دليل و امكان دانستن مطلب درست و پذيرفته نباشد ، آيا هلاك كنى ما را بدان چه بيهودگان كردند و بقولى : چون خدا آدم را آفريد از نژادشان نژادى مورچه مانند برآورد و زنده كرد و خرد و گويائى داد و به آنها الهام كرد ، اين حديث را عمر روايت كرده ( در منثور ج 3 ص 142 ) يك محقق گفته : شايد گواهى نژاد آدمى بر خود بيگانگى زبان حال گوهر آمادگيهاى آنها است و تصديق آنها به زبان طبع امكان پيش از نصب دلائل برايشان و پس از آن يا اينكه دانش پژوهى آنان چون گواهى و اعتراف گرديده بروش تخيل ادبى و مانند آن قول خدا عز و جل است كه : همانا فرمان ما به چيزى الخ ( 40 - النحل ) و فرموده او عز و علا : پس گفت برايش و براى زمين بيائيد بدلخواه يا ناخواه گفتند آمديم بدلخواه ( 11 - فصلت ) و معلوم است كه گفته‌اى در آنجا نبوده و يك ضرب المثل و صورتسازى معنا است ، و بسا كه گفتار به زبان ملكوتى باشد كه هر چيزى با آن زبان بسپاس پروردگار تسبيح گو است . آن براى اينكه سرشت همه يكتاپرستى است . . . از راست و چپش يعنى راست و چپ مأمور به اين فرمان چون جبرئيل يا دو سوى عرش يا خود خاك و راست همان سوئى است كه خوشى و بركت دارد و چپ ديگر
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 88 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى