باشند كه پيشتر ذكر شده در قول خدا .
ياد آور كه يادآورى سود دهد مؤمنان را ، و دلالت دارد كه آفرينش تا مؤمنان براى خاطر مؤمنانست چنانچه در اين خبر اشاره به آنست و نگرد مؤمن بكافر و مرا سپاس گويد و براى اينشان آفريدم .
4 - اگر همه اينها را پذيريم گوئيم : هدف ذاتى بايد بدنبال كار حكيم آيد و آن تكليف بعبادتست نه خود آن و تكليف شامل همه پريان و آدميانست و روايات دلالت دارند كه كودكان و ديوانگان هم روز قيامت براى امتحان مكلف شوند چنانچه در كتاب جنائز آيد .
و اينكه فرمود و پيش از مردن شما با اينكه حيات آن را مىرساند آگهى بر آنست كه در سعادت و شقاوت بايد سرانجام را سنجيد و اينكه طاعت و معصيت را در مخلوقات خود آورد از نظر اسناد به علت بعيده است كه آفرينش خود بشر است گرچه فعل آنها است يا منظور از خلق اندازهگيريست و ظاهرش اينست كه بهشت و دوزخ آفريده شدند چنانچه عقيده بيشتر بلكه همه اماميه است و بيشتر عامه و سخن در آن كتاب معاد گذشت .
و بدانش نافذم در آنها كه به ژرف ذات و اوصاف و كردارشان ميرسد و در آنها روانست ، و ساختم از آنها شقى و سعيد كه ميدانستم هنگام خلقش شقى شود به اختيار خود يا منظور ماده شقاوت پذير است گرچه بدان وادار نيست و همچنين در سعيد .
ذميم : در بيشتر نسخه بذال نقطهدار است كه زشت چهره باشد و در يك نسخه بدال بىنقطه كه كوتاه قد زبونست ، و مرا رسد كه دگرگون كنم زيرا سرشت و تقدير در آنها ذاتى نيست و مخالف با اختيار خير و شر نيست و اگر هم حتمى باشد بدا ، پذير است .
و مسئول نباشم از آنچه كنم زيرا موافق حكمت و صلاح و پسند عقل است
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 94
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٩٤