باشد ، بسوى بهشت برويد سالم از شكنجه و كيفر يا بدان چه بهشت بايست كند برويد سالم از شبهه و وسوسه شياطين ، پيمان عموم پيمبران فروتر و بدنبال پيمان اولو العزم بوده و در ذكر پيش داشته و از اين رو كلمه ( ثم ) آورده و اولو العزم نوح است و ابراهيم و موسى و عيسى و محمد صلّى اللَّه عليه و آله كه بهمراه اقرار آنان بنبوت خود هم اقرار كرده ، و بقولى : چون اولو العزم شناخته و معروفند بواژه آن پنج از آنها تعبير كرده و نام آنها را نبرده و اخذ پيمان اضافى از آنان كه در رتبه و شرف پيشند براى اينست كه تكليف به اندازه فهم و آمادگى است و هر چه بيش باشند پيش است ، و مراتب پيشى را هر كس بهره از آن دارد به اندازه بهرهاش ميشناسد ، و آدم چون تصميم نگرفت باقرار بمهدى عليه السّلام اولى العزم شمرده نشد ، و همانا تصميم گرفت باقرار بر ديگر اوصياء .
و مقصود از اينكه آن را وانهاد يعنى تصميم نگرفت ، و شايد رازش اين باشد كه دور دانست نوع آدمى بواسطه وجود مهدى يگانه شوند و اختلاف آنها بر افتد . پايان .
گويم : منظور از بىتصميمى در اين باره اينست كه بدان اهميت نداد و به ياد نسپرد ، يا به زبان نياورد ، چون هيچ كدام اينها واجب نيست نه اينكه باور نداشت زيرا كه آن مناسب مقام نبوت نيست بلكه مقام فروتر از آن ، و اينكه گفت همانا آن را وانهاد يعنى فراموشى در اينجا بدين معنا است و بحقيقت خود بر پيمبران نارواست يا در قرائت مخصوص امامان عليهم السّلام فترك بود بجاى فنسى يا مقصود اين است كه عزم بر اقرار مذكور را وانهاد يا اقرار كامل نكرد و نياورد يا نخست اقرار كرد و آنگه وانهاد و معنى نخست روشنتر است . . .
25 - كافى ( ج 2 ص 8 - 10 ) بسندش از حبيب سيستانى كه شنيدم امام ابى جعفر عليه السّلام ميفرمود : چون خدا عز و جل نژاد آدميزاده را از پشتش در آورد تا از آنها پيمان بر ربوبيت ستاند براى خود ، و بر نبوت هر پيغمبر نخست پيمان بر نبوت
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 90
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٩٠