در دنيا بدان دل دادند از آنها جدا شود و پاك شوند .
و شيخ صدوق در كتاب اعتقادات خود بىسند روايت كرده كه به هيچ يكتاپرستى دردى از دوزخ كه در آن در آيد نرسد و همان هنگام بيرون شدن درد كشند بسزاى آنچه كردند و خدا هيچ ستمگر نيست به بندهها . پايان .
و من گويم : پايه اين تأويلها بر اموريست كه مخالفت آنها با اصول متكلمان اماميه كمتر از مخالفت با ظواهر اين اخبار نيست و ما در بارهء اين گونه روايات در كتاب عدل سخن گفتيم و بررسى نكردن آنها و مانند آنها و وانهادن علم اگر درست باشند بدان كه فرموده احوط و اولى است چنانچه از مولا امير المؤمنين از قدر پرسيدند و فرمود : راهى است تاريك از آن نرويد و دريائيست ژرف در آن نخزيد و راز خداست و رنج آن نبريد .
23 - كافى ( ج 2 ص 7 ) بسندش از زراره كه مردى از امام باقر عليه السّلام پرسيد از قول خدا عز و جل « و چون گرفت پروردگارت از آدميزادها از پشتشان نژادشان را و گواهشان كرد بر خود كه آيا نيستم پروردگار شماها گفتند : چرا » تا آخر آيه و فرمود و پدرش مىشنيد كه : پدرم به من باز گفت خدا عز و جل مشتى از خاكى كه از آن آدم را آفريد برگرفت و بر آن آبى شيرين خوشگوار ريخت و آنگه تا 40 صباحش وانهاد ، وانگه بر آن آب شور و تلخ ريخت و 40 صباحش وانهاد و چون آن سرشت مايه گرفت و آماده شد بر گرفتش و سخت فشرد و ماليدش و از آن مانند مورچه بر آمدند براست و چپش و همه را فرمان داد در آتش افتيد و راستيها در آمدند و بر آنها سرد و سلامت شد و چپيها سر باز زدند از آن .
بيان : ظاهر حديث آنست كه پرسش از امام باقر عليه السّلام در زمان پدرش بود و در بر او و بر آن خرده گرفته شود كه ( زراره راوى حديث ) نبايد كه خدمت امام سجاد را يافته باشد و بسا كه آن را از مرد پرسنده روايت كرده و خود زراره هنگام پرسش حاضر نبوده ، و مىشود كه زراره زمان امام سجاد را در يافته ولى از آن حضرت روايت
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 87
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٨٧