كه داستان آنها را براى تو گزارش داديم و آمد براشان رسولانشان از اين پيش با معجزهها و نگرويدند بدان چه از اين پيش دروغ شمرده بودند چنين مهر نهاده خدا بر دل كافرها و تغيير عبارت يا از سهو نسخه نويسانست يا نقل بمعنى شده .
بيضاوى گفته : نگرويدند هنگام معجزهها كه ديدند بدان چه از آن پيش دروغ دانستند يعنى پيش از آمدن رسولان بلكه بر تكذيب پايدارى كردند يا اينكه تا آخر عمر ، باور نكردند آنچه را از اول تكذيب كردند هنگام آمدن رسولان و دعوت طولانى رسولان در آنها اثر نكرد و نه معجزات پياپى آنان . . .
18 - كافى ( ج 2 ص 12 ) : بسندش از ابى بصير كه به امام صادق عليه السّلام گفتم :
چگونه پاسخ گفتند با اينكه ذره بودند ؟ فرمود خدا آن نيرو را بدانها داد كه پاسخ پرسش او را توانند يعنى در عالم ميثاق .
بيان : در هر ذره خرد و ابزار شنيدن گويائى نهاد و هر كه آيه را بمثلى زدن تفسير كرده گفته مقصود از خبر اين است كه آنها را طورى ساخت كه چون در عالم ابدان پرستش شوند به زبان خود پاسخ گويند و آن دور از باور است .
19 - تفسير عياشى ( ج 2 ص 41 ) از اصبغ بن نباته كه ابن كواء نزد على عليه السّلام آمد و گفت يا امير المؤمنين به من بگو آيا خدا تبارك و تعالى با يك آدميزاده پيش از موسى سخن گفته ؟ فرمود : خدا با همه خلقش از نيك و بد سخن گفته و به دو پاسخ دادند و اين سخن بر ابن كواء گران آمد و آن را نفهميد و گفت يا على چگونه بوده است آن ؟ فرمود : نخواندى قرآن را كه خدا به پيغمبرت فرمايد ( 171 - الاعراف ) و چون بر گرفت پروردگارت از آدميزادگان از پشت آنها نژادشان را و گواهشان گرفت بر خود كه آيا نباشم پروردگار شما گفتند چرا ، و سخن خود را بدانها شنوانيد و به دو پاسخ هم دادند چنانچه در كلام خدا ميشنوى اى پسر كواء گفتند : آرى و فرمود :
منم كه نيست شايان پرستشى جز من و منم رحمان و بخشنده پس اعتراف كردند به طاعت و ربوبيت و رسولان و پيغمبران و اوصياء ممتاز شدند و خلق را بطاعتشان فرمان
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 77
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٧٧