تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
و فرمود در آن در آئيد و رفتند و بر سر آن ماندند و در آن در نيامدند وانگه همه را به گل باز گرداند و از آن آدم را آفريد ، امام صادق عليه السّلام فرمود : نتوانند اين دست راستيها از آن دست چپيها شوند و نه آنها از اينها ، فرمود ميدانند كه رسول خدا ( ص ) نخست كسى بود كه در آن آتش اندر شد ، و آنست تفسير قول خدا عز و جل : بگو اگر خداى رحمان را فرزندى بود من نخست پرستنده بودم ( 81 - الزخرف ) . بيان : ميدانند مقصود علماى اهل بيت باشند ، بگو اگر خدا را تا آخر آيه در باره آن چند تأويل گذشت ( رجوع كن به ج 3 - اين چاپ ص 256 ) . 1 - من نخست پرستنده‌ام از شماها چون پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله داناتر بود به خدا و آنچه او را شايد و نشايد و ببزرگداشت آنچه بايد اولى بود و بزرگداشت فرزند حق بزرگداشت پدر است ، و اين را بايست نباشد كه فرزند داشتن خدا و پرستش آن فرزند شدنى باشد و نانشد نيست بدنبال ناشدنى ديگر . 2 - اگر او را فرزنديست به گمان شما من نخست پرستنده‌هاى خدايم كه يكتا پرست و منكر گفته شمايند . 3 - من نخست نفرت كن از آن فرزندم يا از اينكه خدا را فرزندى باشد چون ( عبد ) بمعنى شدت نفرت هم آمده . 4 - نيست خدا را فرزند ( ما نافيه ) و من سر يكتا پرستان مكه‌ام ، و خبر بتفسير يكم توجه دارد و بيان اينكه پيغمبر بهر نيكى و فرمانبرى خدا پيشتاز بود و برفتن در آتش بفرمان او هم پيش تاز بود . 17 - كافى ( ج 2 : 10 ) بسندش از امام باقر عليه السّلام كه خدا عز و جل خلق را آفريد و هر كه را دوست داشت از مايه‌اى كه دوست داشت آفريد و آن سرشت بهشت بود و هر كه را ناخواه بود از آنچه ناخواهش بود آفريد و آن سرشت دوزخ بود وانگه آنان را در ظلال فرستاد ، گفتم : ظلال چيست ؟ فرمود : در برابر خورشيد سايه خود را نديدى كه چيزى نمايد و چيزى نباشد .