تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
اينكه فرمود از تو آفرينم يعنى براى تو هست بهشت و فرمانبرانم زيرا اگر آدمى خيرخواه نباشد آفريدن بهشت سودى ندارد و كسى سزاوار آن نگردد و كسى فرمانبر خدا نشود و همين معنا را دارد « دوزخم را از تو آفريدم » زيرا اگر آدمى بد خواهى نداشته باشد كسى نافرمانى خدا نكند و نيازى بدوزخ نيست براى جلوگيرى از بدكاريها ، وانگه براى اظهار احاطه دانش او بدان چه هر فردى خواهد كرد بفرشته‌ها كه لطفى باشد بدانها و هم بآدميزاده‌ها پس از اخبار رسولان بدانها آنان را چون مورچه ساخته و مؤمن آينده‌شان را از مخالفانشان تميز داده با آزمايش رفتن در آتش ابدانند پيش از تكليف در عالم جسمانى كه آنچه از آنها است مطابق واقع است و در آنجا طاعت و گناه ثبت شد و فرشته‌ها فرمانبر و نافرمان را شناختند و در دفترها موافق دانش خدا ثبت شد . و از اين آميزش شد كه مؤمن فرزند كافر آرد و كافر مؤمن ، يعنى از اينكه آدمى مايه خوبى و بدى هر دو را دارد بينى كه پدر بدنبال خرد و خير خواهى رود و شهوت كش و از نيكان شود و پسر دنبال هوس و دلخواه رود و آنها را بر خرد چيره سازد و از بدان گردد با اينكه پر بهم وابسته‌اند و پدر و پسرند . و اينكه فرمود : و نتوانند اينان ، يعنى خلاف آنچه خدا در باره آنها دانسته نشود ولى آن را به اختيار و خواست و توان خود كنند نه به زور ، اين احتمال در خاطرم آمد و خدا اسرار گفتار امامان را عليهم السّلام داند . يك تأويل‌چى گفته : ماده را يك بار آب خوانده و يك بار تربت چه كه هر دو شكل پذير و در سرشت آدمى شريكند و در تركيب آفرينش او ، اديم الارض روى زمين است و گويا كنايه از گياه و مايه‌هاى خوراك آدمى است كه نطفه از آن برآيد يا بدان پرورده شود و مالش آن گويا آميختن آنست تا از آن مزاج پديد گردد و آماده زندگى شود و بمورچه خرد از نژاد آدم تعبير كرد كه مانند او با همه خردى حس و جنبش