بر آنها گران و ناگوار آيد ، يا اينكه پيوست او هميشه است و زور در آن نيست ، يا اينكه كمك مالى به آنها دهد و زورى بر آنان در بخشش روا ندارد ، و با گفتار و كردار آنها را نيازارد .
بذل مال كند بىاسراف در آن كه بى جا بدهد .
نيرنگ و فريب ندارد و از عيب مردم بررسى نكند .
لا يحيف بشرا : ستم نكند به هيچ آدمى و در نسخه بخاء نقطهدار است يعنى نترساند كسى را .
دونده است در زمين براى انجام نيازهاى مؤمنان و ديدار بيمار آنان ، و شهود بر سر مردههاشان و رهنمائى و ارشادشان .
هتك ستر فاش كردن عيبها است .
كشف سر نكند چه راز خودش باشد و چه از ديگرى .
اگر خوبى بيند و به خودش يا ديگران نيكى شود آن را بمردم بگويد .
و اگر بدى بيند كه به خودش يا ديگرى شده آن را نهان دارد از مردم و حفظ غيب كند .
اقاله عثره كند ، اصل اقاله اينست كه آدمى به ديگرى چيز بفروشد و خريدار پشيمان شود و از فروشنده بخواهد كه بيع را فسخ كند ، و او بپذيرد و فروخته را پس بگيرد ، وانگه به كار رفته در گذشت از تقصير ديگران كه پوزش خواهند ، گويا ميان آنها معاوضه شده و واپس گرفتند .
آمرزش لغزش هم نزديك به همين است ، و بسا كه تأكيد همان فقره پيش باشد يا يكى در باره آزار باشد و يكى در خطاء بىآزار ، يا يكى در باره تعمد باشد و ديگرى در باره خطاء بىعمد ، يكى در باره گفتار و ديگرى در باره كردار ، يا يكى در نقض عهد و وعده باشد ، و ديگرى در جز آنها .
و آگاه نشود بر نصيحتى و آن را وانهد ، و باندرز و خير خواهى برادرش اقدام
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 302
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٠٢