دو بار ، جحر سوراخ مار است و مقصود در اينجا اينست كه مؤمن دو بار در يك موضوع دچار سياست نشود ، زيرا از بار يكم درس عبرت گيرد .
خطابى گفته : معنايش اينست كه مؤمن با هوش است و عاقبت سنج آنكه دو بار غافلگير نشود ، و هر باره گول نخورد و بدان متوجه نباشد ، و مقصود فريب در امر دين است نه دنيا ، و منظور اينكه مؤمن نبايد گول خور باشد . پايان .
و گويم : مسلم در صحيح خود مانند اين خبر را آورده ، و در اكمال الاكمال اين دو وجه نهايه را ياد كرده وانگه گفته : و عياض اين دو وجه را كه ( خبر باشد يا انشاء ) بيان كرده و خبر بودن را ترجيح داده ، براى اينكه سبب اين گفته او ( ص ) اين بوده كه ابا عزه شاعر برادر مصعب بن عمير روز بدر اسير شد ، و از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم درخواست كرد بر او منت نهد و آزادش كند و آن حضرت پذيرفت ، و از او پيمان گرفت كه بر عليه آن حضرت تبليغ نكند و او را هجو ننمايد ، و چون بخاندانش برگشت به همان شيوه گذشته خود بازگشت ، و روز احد براى بار دوم اسير شد و باز از آن حضرت درخواست كرد كه بر او منت نهد و آزادش كند ، پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم اين سخن شيوا و جامع را كه بيسابقه بوده ، و در آن آگاهى روشنى است بر اينكه هر گاه از راهى آزارى ديد بار دوم بدان باز نگردد .
آبى گفته : خطابى پس از ذكر دو وجه نهى را برگزيده ، و گويا سبب اين گفتار به او نرسيده و اگر رسيده بود آن را تفسير به نهى نميكرد .
طيبى به او پاسخ داده كه اگر هم سببش به دو رسيده بود دور نبود كه نهى باشد بلكه آن شايستهتر است از اينكه خبر باشد ، براى اينكه چون نفس پاك و ارجمندش او را به بردبارى و گذشت ميكشاند و واميداشت ، از خود مؤمنى عاقبت سنج و با هوش ساخت ، و او را بازداشت كه گول خورد از اين متمرد خيانت پيشه .
با اينكه بجا بود براى رضاى خدا تعالى بخشم آيد و جز كينكش از دشمنان خدا نخواهد ، زيرا انتقام از آنها مطلوب بود ، و اين تجريد است و خود يكى از عناوين
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 289
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٨٩