چنانچه شكر شبانه و ذكر بامداد هم به همين معنا است و بسا مقصود اختصاص باشد .
پانزدهم : اگر سركشى كرد - تا فرموده - دوست دارد ، ايستادگى در برابر نفس سركش است هنگام سركشى او ، و وادار كردن او است بر آنچه نخواهد ، و پيروى نكردن از اميال طبيعيه و خواهشهاى او است .
شانزدهم : چشم روشنى او در چيزهاى پايدار باشد ، كه كمالات نفسانيه ماندنى هستند مانند دانش و حكمت و اخلاق خوب كه لذات باقيه بدنبال دارند ، و سعادت جاويد ، و روشنى چشم كاميابى و خرمى است كه لازم دارند و روشنى ديده و خنكى آن را بديدن مطلوب خود و زهد او در آنچه نماند از لذتهاى دنيا .
هفدهم : در آميزد دانش را با بردبارى ، و نادانى و تندى نكند . و گفتار را با كردار و نگويد آنچه خود نكند ، واندارد به كار خير و خود بر كنار ماند ، و باز ندارد زشتى وانگه آن را بجا آرد ، وعده ندهد و خلاف كند و دشمن خدا باشد كه فرمود ( 3 - الصف ) چه دشمنى كلانيست نزد خدا كه بگوئيد آنچه نكنيد .
هيجدهم : آرزو را كوتاه و نزديك دارد ، براى اينكه بسيار ياد مرگ كند و يا در رسيدن به خدا .
نوزدهم : كم لغزشى ، و دانستى كه لغزش عارفان ترك اولى است چون كار خير شيوه آنها است ، و كشش به لغزش و خطاء در آنها كم است ، روى ناچارى يا سهو است ، و شكى ندارد كه كم است .
بيستم : هراس دل از تصور بزرگوارى معبود .
بيست و يكم : قناعت كه از ملاحظه حكمت خدا برآيد و بخش روزى از او ، و كمك آنست تصور سودهاى امروزه آن و نتيجه آن در سراى ديگر .
بيست و دوم : كم خورى از ملاحظه اينكه پرى شكم هوش برد و رقت را زدايد و قساوت و تنبلى از كار آورد .
بيست و سوم : آسانى در كارش كه از كسى زور نكشد و به كسى زور نكند .
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 267
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٦٧