تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
تمجيدشان درمان درديست كه از اين تمجيد برآيد از تكبر و خودبينى بدان چه سبب تمجيد است ، و پاسخ هر كدام آنها در برابر تمجيد ديگران از او اينست كه ميگويد : من خود مرا بهتر از ديگرى ميشناسم الخ . وانگه شروع كرد در نشانه‌ها كه رويهم نشانه هر كدام است ، و اوصاف پيش گرچه بيشتر آنها ويژه و معرف هر يك ميباشند جز اينكه رياء در برخى راه دارد و دليل بر تقواى راستين نباشند و آنها را باز بشرح زير گرد آورد و مرتب كرد . يكم : قوت در دين كه در برابر وسواس خناس ايستادگى كند ، و فريب مردم را نخورد ، و اين ديندار و دانشمند باشد . دوم : عاقبت‌سنجى در كارهاى دين و دنيا ، و پايدارى در آن با نرمش با مردم ، و سخت گرفتن به آنها كه در مثل آمده كه : شيرين نباش تا آنجا كه بلعيده شوى و نه تلخ تا آنجا كه بدور افكنده شوى ، و اين ثمره عدالت در معامله با مردم است ، و دانستى كه نرمش بسا از فروتنى خوبست كه فرموده ( 115 - الشعراء ) و فروتنى كن براى مؤمنان كه پيرو تواند . و گاه از زبونى و سستى يقين است كه بد است و نخست موردش حزم در دين و مصالح نفس است و دومى صفتى پست است كه نميشود حزم با آن باشد زيرا نفس زبون از همه سو تأثر پذير است . سوم : ايمان با يقين ، چون ايمان باور كردن صانع است و آنچه در شريعت آمده ، و اين باور سخت و سست دارد ، يك بار تقليديست كه اعتقاد درست بىدليل است ، و يك بار علمى است كه با دليل است ، و بار ديگر اين علم با علم باينست كه جز آن نيست و آن علم اليقين است و سالكان محقق بر سر آن نايستند و بدنبال عين اليقين باشند كه مقام شهود است بواسطه دور كردن پرده‌هاى طبيعت و روگردانى از دنيا ، و مرادش اينست كه علم آنها بپايه علم اليقين است و احتمال در آن راه ندارد . چهارم : حرص در دانش و فزونى آن .