تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
و ترك لذتهاى دنيا است . 12 - سبكى نيازهاشان ، زيرا به همان ضرورت خورد و پوش بس كنند ، و سبكتر از اين نيازى نيست . 13 - پارسائى آنان ، نهاد عفت فضيلت نيروى شهوت است كه ميانه دو رذيله بىشهوتى و هرزگى است . 14 - شكيبائى بر ناگواريهاى روزگار زندگى كه ترك كامجوئيها و تحمل آزار مردم است ، و دانستى كه شكيبائى ايستادگى در برابر نفس سركش است تا دنبال كام‌جوئيهاى زشت نرود ، و همانا يادآور شد كه زمان شكيبائى كوتاه و بدنبالش آسايش طولانيست تا بر آن وادارد ، و اين آسايش طولانى بخوشبختى در بهشت است كه خدا فرموده ( 12 - الانسان ) و پاداششان را در برابر شكيبائى بهشت و ديبا تا آخر آيه بازرگانى سودمند كه استعاره آورده براى كارهاى خوب و انجام فرمانهاى خدا كه بهاى آن را كالاى دنيا دادند ، و با عبادت كالاى آخرت خريدند و از اين معامله سود بردند زيرا كالاى ديگر سرا فزونتر و با ارزشتر است از كالاى دنيا ، و روشن است كه فراهم شدن وسائل آن از سوى خدا است و آمادگى بدان از كششهاى الهى است . 15 - دنيا را نخواهند و او خواستار آنها است و زهد راستين دارند كه از وجدان پارسائى است ، و خواستگارى دنيا از آنها اينست كه مىتوانند سرور و اشراف باشند و قاضى و وزير گردند و مانند آنها ، و زمينه دارند كه بدان برسند اگر خواهند ، و بسا مقصود خواستن دنيا داران باشد . 16 - و خود را ببهاى دنيا از اسيرى در آن رها كردند ، كه اشاره است به كسى كه در دنيا اندر بوده و از آن بهره‌مند ، و با ترك و رو گردانى از آن و تمرين طاعت خدا و زنجيرهاى پست دنيادارى را از گردن خود گشوده و آزاد شده ، و تعبير باسارت استعاره است از اينكه وضع دنيا دارى بر دل آنها پايدار بوده و واژه فديه بمعنى عوض كردن بهره‌مندى از دنيا است با رو گردانى از آن و مواظبت بر طاعت خدا و زهد در دنيا بسا پيش از