سودمنديست كه ديگران ندارند و خدا در وصف منافقان : ( 16 - البقره ) سود نداشت بازرگانى آنان .
دنيا خواستارشان شد از راههاى بد يا از هر راه ، و توانستند مال و جاهى بدست آورند ، و آن را نپذيرفتند و در آن نكوشيدند ، و بقولى كه بسا مقصود اهل دنيا باشند كه بدانها رو آوردند و آنها پذيراشان نشدند .
گويم : كيدرى روايتى آورده در تجسم دنيا در برابر امير مؤمنان و رو گرداندن وى از آن كه در باره نكوهش دنيا وهمش آورده ، و گفته : معنى آن جمله اينست ، چون در صفاتى كه در اين خطبه ياد شدند انديشه كنى دريابى كه همه در خود على ( ع ) بودند ، و من اين شعرها و مانند آنها را در كتاب انوار العقول از اشعار وصى رسول آوردم .
اسيرى جانها براى اينست كه ارواح اولياء از عالم قدسند ، و جاگيرى آنها در عالم مادى تن بر خلاف طبع ملكوتى آنها است ، و در اين جهان آوردهاند و همه را ميل به عالم خود دارند ، و از اينكه آواره است و سازشى با جهان ماده ندارد اسير است و پيوسته آماده كوچ بجهان خويش است و ميكوشد موانع را از ميان بردارد و دنيا را فدا كند .
شب چنين باشند و روز چنان ، در شب پا را در صف نهند كه دو انگشت بزرگ آنها برابر باشند و دو روى پاها و پاشنهها بيك اندازه از هم دور باشند .
قرآن خوانند با ترتيل ، كه از امير مؤمنان رسيده ترتيل حفظ وقوف و موارد ايست در خواندنست و اداء كامل حروف قرآن . و اين تفسير در بر دارد هر چه قراء معتبر دانند در قرائت .
اندوه خوردن بدنبال آيههاى تهديد روشن است و اما در آيات مژده و نويد براى بيم از نيافتن و آماده نبودنست .
بسا كه مقصود از دارو دانش است و از درد نادانى ، و استشاره از قرآن بانديشه و تأمل است كه آنچه در آنست بدر آورد و بدنبال آن برود ، در حديث نهايه است كه
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 257
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٥٧