تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
سودمنديست كه ديگران ندارند و خدا در وصف منافقان : ( 16 - البقره ) سود نداشت بازرگانى آنان . دنيا خواستارشان شد از راههاى بد يا از هر راه ، و توانستند مال و جاهى بدست آورند ، و آن را نپذيرفتند و در آن نكوشيدند ، و بقولى كه بسا مقصود اهل دنيا باشند كه بدانها رو آوردند و آنها پذيراشان نشدند . گويم : كيدرى روايتى آورده در تجسم دنيا در برابر امير مؤمنان و رو گرداندن وى از آن كه در باره نكوهش دنيا وهمش آورده ، و گفته : معنى آن جمله اينست ، چون در صفاتى كه در اين خطبه ياد شدند انديشه كنى دريابى كه همه در خود على ( ع ) بودند ، و من اين شعرها و مانند آنها را در كتاب انوار العقول از اشعار وصى رسول آوردم . اسيرى جانها براى اينست كه ارواح اولياء از عالم قدسند ، و جاگيرى آنها در عالم مادى تن بر خلاف طبع ملكوتى آنها است ، و در اين جهان آورده‌اند و همه را ميل به عالم خود دارند ، و از اينكه آواره است و سازشى با جهان ماده ندارد اسير است و پيوسته آماده كوچ بجهان خويش است و ميكوشد موانع را از ميان بردارد و دنيا را فدا كند . شب چنين باشند و روز چنان ، در شب پا را در صف نهند كه دو انگشت بزرگ آنها برابر باشند و دو روى پاها و پاشنه‌ها بيك اندازه از هم دور باشند . قرآن خوانند با ترتيل ، كه از امير مؤمنان رسيده ترتيل حفظ وقوف و موارد ايست در خواندنست و اداء كامل حروف قرآن . و اين تفسير در بر دارد هر چه قراء معتبر دانند در قرائت . اندوه خوردن بدنبال آيه‌هاى تهديد روشن است و اما در آيات مژده و نويد براى بيم از نيافتن و آماده نبودنست . بسا كه مقصود از دارو دانش است و از درد نادانى ، و استشاره از قرآن بانديشه و تأمل است كه آنچه در آنست بدر آورد و بدنبال آن برود ، در حديث نهايه است كه