بسا روزها كه باز گردند چون برگشتن روزى كه بودند .
يعنى در بلا خود دارند چون خوددارى در خوشى و رفاه - پايان .
و مقصود از بلا بيمارى و سختى و مانند آنها است يا هر دو با تحمل رنج نيز ، و به همان مخصوص نيست ، و خوشدلى آنها در رضا به قضاى خدا است چنانچه در مجالس است ( كه آن را تفسير كرده برضاى آنها به قضاى خدا ) .
خرد و كوچك شده جز آن در چشمهاشان : از اين اختلاف در تعبير فهميده شود كه خدا بر دل آنان نشسته و جز او از ديده آنان نگذشته .
آنان بهمراه بهشتند و در آن نعمت خواره مانند كسى كه آن را به چشم ديده بر اثر قوهء ايمان و يقين يا شدت خوف و رجاه يا ديدار نشانه قوت يقين است و تنعم و عذاب بدنبال اميد و بيم كه هر دو از نتائج يقين باشند ، و پدرم ( قده ) معنى آخرى را برگزيده .
كيدرى گفته : دانش و عقايد آنها براشان بديهى شده كه فرمود عليه السّلام : اگر پرده برگيرند مرا يقين فزوده نشود . . .
دلهاشان اندوهبارند براى ترس از عقاب كه بسا تقصير كارند و شرايط پذيرش در كارشان نبوده كه خدا عز و جل فرموده : ( 60 - المؤمنون ) و آنان كه بدهند به ديگران از آنچه بدانها دادند و دلشان ترسانست كه بسوى پروردگارشان گردانند . و از شرور آنان آسودهاند كه قصد ستم به كسى نكنند كه در خبر است : مسلمان آنكه مسلمانان از دست و زبانش در امانند ، و بقولى چون كارهاشان حسن واقعى دارند گرچه بد نمايند و در اين تفسير تأمل بايد كه دور از ظاهر است .
لاغرند از روزه بسيار و بيخوابى شب تار و رياضتهاى ناهموار ، يا از ترس خدايا هر دو ، سبك نيازند كه دلى به دنيا ندارند ، و هوسرانى نكنند ، آرزوشان كوتاه و بسازند بدان چه داده خدا .
عفت خوددارى از همه حرامها است ، بلكه از هر شبهه و مكروه ، روزهاى كمى در دنيا ماندند كه بدنبال آنها آسايش درازى بدست آوردند و اين خود بازرگانى
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 256
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٥٦