كبر و بزرگوارى خواهى نيست و نزديكشدنش نيرنگ و فريب نباشد .
گويد : همام نالهاى زد و جانداد و امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : هلا به خدا از اين بود كه بجان او ميترسيدم ، سپس فرمود : همچنين مىكند پندهاى رسا به پند پذيران . يكى به آن حضرت گفت : خودت را چه مىشود اى امير مؤمنان ؟ .
فرمود : واى بر تو راستش هر عمرى را سر آمديست كه از آن نگذرد ، و سببى است كه از آن تجاوز نكند ، آرام باش بازگو مكن مانند آن را همانا شيطان آن را بر زبان تو دميد .
تبيين : كيدرى گفته : همام داراى همت بلند است و اين پرسنده هم چون نامش بلند همت بوده .
و ابن ابى الحديد گفته : همام پسر شريح بن يزيد است و از شيعه على عليه السّلام و دوستان آن حضرت بود ، خداپرست و عابد بود ، گرانى از پاسخ او براى مصلحت در تأخير بيان بوده تا زمان حاجت ، نه از زمان حاجت .
ابن ميثم گفته : گرانى از پاسخ براى ترس بر جان همام بوده كه بر آن دلالت دارد قول وى عليه السّلام : هلا به خدا كه از آن به روى مىترسيدم ، و گويم : اين وجه روشنتر است .
از خدا بپرهيز و نيكى كن : كه بر تو واجب نيست اوصاف پرهيزكاران را با تفصيل بدانى و سازگار به تو اكتفا به آنست كه از وصف آنها بطور خلاصه ميدانى ، و تو را بايد همان رعايت تقوى و احسان ، و گويا منظورش از تقوى اجتناب از هر چه خدا نهى كرده مىباشد ، و احسان انجام هر چه خدا فرموده ، و اين سخن جامع همه فضائل پرهيزكاران و اوصاف آنها است .
سوگند داد آن حضرت را به خودش تا اينكه او تصميم گرفت براى بيان اوصاف پرهيزكاران .
و اينكه خدا را بىنياز از عبادت و آسوده از زيان نافرمانى وصف كرده ، براى
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 253
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٥٣