تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
فرمود : كه چون اين را شنيدند چهره‌هاشان دگرگون شد ، فرمود : ميدانيد مقصودم چيست ؟ گفتند : نه ، يا رسول اللَّه ، فرمود : آرى اينست كه مرد خراشى بيند ، يا نكبتى كشد ، يا بلغزد ، يا يك بيمارى دچار شود ، يا خوارى به دو خلد و آنچه بدان ماند . بيان : ملعونست هر مالى زكات داده نشود ، شيخ بهائى برد اللَّه مضجعه گفته : دور است از خير و بركت و براى صاحبش خيرى ندارد و بركتى ندارد ، دور نيست كه منظور لعن بردارنده آن باشد ، كه او رانده و دور است از رحمت خدا ، و بر اين سنجش كن ، ملعونست هر تنى زكات داده نشده ، و واژه زكات از مشاكله در تعبير است ، و آسيب تن بزكات مال مانند شده چون هر دو در ظاهر كاستى باشند ولى مايه خير و بركتند در واقع . . . اينكه فرمود : و آنچه مانند آنست : بسا از سخن پيغمبر باشد و بسا از سخن راوى گويم : به ظاهر از سخن امام صادق عليه السّلام است تا آخر خبر ، و ضمير حديثه به پيغمبر برگردد : و هم او گفته كه درزيدن ديده را از بيماريها شمردند ، زيرا درزيدن عضو يك بيماريست و پزشكان او را ياد كردند ، و آن جنبش شتابان پياپى است بر خلاف عادت كه در تيكه‌اى از بدن رخ دهد مانند پوست بر اثر رطوبت غليظ و چسبنده كه منحل شود و بادى گردد بخارى و غليظ و دشوار باشد كه از سوراخهاى ريز تن بدرايد و نيروى دافعه ميخواهد آن را براند و ميان آنها مرافعه و پريشانى با ديد گردد . 27 - كافى بسندش از ابن بكير كه پرسيدم از امام صادق عليه السّلام مؤمن دچار خوره و پيسى و مانند آنها شود ؟ فرمود : آيا بلاء جز بر مؤمن نوشته شده . بيان : اين بحسب غالب بلاء بر مؤمن است . 28 - كافى بسندش از امام صادق عليه السّلام كه مؤمن نزد خدا ارجمند است و اگر بهشت و هر چه در آنست از او بخواهد به او بدهد بىآنكه از ملكش چيزى كم شود ،